www.Diarunadiar.com
امروز ۱۳۹۳ يکشنبه ۲ آذر

ناگفته ها

گفتگو

مقالات

گزارش

آمار سایت

ارسال به دوستان  نسخه چاپی
یادداشتی از عرفان قانعی فرد:
 کنگره ملی کرد برگزار نمی شود!
بارزانی در غیاب رقبایش – زندانی بودن اوجالان ؛ در کُما بودن طالبانی و مردن قاسملو – می خواهد فرمانفرما و حکمران باشد

قرار بود که در اربیل عراق، از ۲۴ شهریور، پ.ک.ک و حزب دموکرات کردستان عراق با هم کنگره ای را برگزار کنند اما نشد و نمی شود! . طبعا کنگره به معنای ” مجمعی از سران دولت ها؛ دیدار رسمی نمایندگان کشورهای گوناگون و گردهمایی یا همایشی از آگاهان و صاحب نظران برای گفتگوست. اصولا کنگره در همه جای این جهان، به معنی کار گروهی است اما در این ماجرای مذکور تنها یک فرد، ظاهرا می خواست که تعیین تکلیف کند . هرچند مسئولیت اساسی کنگره هم پلورالیسم و چند صدائی دمکراتیک بود که فراتر از عشیره و قبیله و فرد و حزب و .. باشد و استراتژی نو را تعریف کند نه اینکه پ ک ک یا بارزانی؛ تعیین تکلیف کند.

برای هر کسی پرسش هایی به ذهن متبادر می شود : اصولا چه پلاتفروم و یا دورنمای استراتژیکی دارد ؟

مکانیسم پاسخگوئی و نظارت آن به چه شیوه ای است ؟ ؛ کمیته آماده سازی آن چه مشروعیتی دارد؟ و بنا به کدام اصل دمکراتیک و قانون و شیوه حرکت می کند؟ و چه کمکی به شناخت مشکلات  و بررسی مطالبات دارد ؟ و در صورت برگزاری چه نهادی سیاسی شکل می گیرد؟ و

اینکه کردهایی همفکر و دلسوز و آگاه و بدور از هیجان و ادعا؛ از سنندج تا دیاربکر و یا از سلیمانیه تا قامیشلو زیر یک سقف جمع شوند امری نشانه بلوغ سیاسی است اما هدف این نبود و جمع شدن کردها همم بدور از تنش و رقابت اصولا ممکن نبوده و نیست ؛ بلکه کنگره ای بود که پ ک ک و بارزانی با هم مسابقه خودنمائی، نمایش قدرت و اظهار وجود داشتند که طبعا برای کرد و کردستان هم مفید فایده نبوده و نیست و جز یاس و حرمان؛ ثمره ای هم نمی داشت.

اختلاف نظر و نزاع و رقابت بر سر تقسیم ۶۰۰ کرسی این کنگره تنها حکایت ازبر کرسی نشاندن حرف خود” بود زیرا مثلا پ ک ک چیزی در حدود ۳۰۰ کرسی را برای خود و احزاب اقماری اش در نظر گرفته بود و می خواست با کمک مالی بارزانی برگزار شود اما خود همه کاره ماجرا شود. کرسی ها بین افرادی تقسیم می شوند که یک تاریخ پر از ناکامی و عدم تعامل و فریب و جنگ برادرکشی دارند و آنقدر عمق شکاف و منازعه و ناهنجاری در این کنگره مشهود است که قابل وصف نیست مثلا برای کردها ایرانی هم ۲ شاخه دمکرات و ۵ شاخه کومله دعوت شده اند که کسی ، دیگری را قبول ندارد و هر کدام خود را نماینده کل کرد و کردستان می نامند! ؛ ناگفته هم پیداست که حزب اتحادیه میهنی کردستان عراق چندان رغبتی به برگزاری این کنگره ندارد. بلین صالح – برادر برهم صالح – هم نوشته بود که ” نهادهای متضادی در کمیته برگزاری هستند که نمایندگان راستین کردها نیستند و چهره ی مستقل و معتبر و معتمد و برجسته هم دراین کمیته نیست و هیچ پروژه و برنامه روشنی هم ندارد !”

البته طالبانی در ۱-۲ سال اخیر اجلاس اتحادیه عرب را در بغداد برگزار کرد که حزب بارزانی مخالف آن بود و امروز می خواهند که مشابه سازی کنند و بارزانی خود را نماینده کل کردهای جهان نشان دهد و سودای سروری بر کردستان را دارد و کسی هم نیست سوال کند که بر اساس کدام منطق و قانون و عقلانیت و اخلاق سیاسی، بارزانی باید خود را رهبر تحمیلی کنگره بداند و بخواند ؟ ایشان چه صلاحیت و مشروعیتی دارد ؟ کسی که از ۱۹۹۱ تا امروز خود را فراتر از قانون می داند و قانون گریز هست و بی پاسخ به فساد مالی … کسی که مرتبا برای عوامفریبی و ایجاد هیجان کاذب دم از استقلال کردستان و تشکیل حکومت کردی مستقل و … می زند! … و البته شیوه سلطانیسم سیاسی بارزانی و مافیای رسانه ای و صرف پول برای جلب طرفدار و ایجاد رعب و پرونده سازی و توهین به مخالف هم تا ابد، پایدار نخواهد ماند…آنهم کسی که دوران ریاستش تمام شده و رضایت ایران را جلب کرده و در غیاب طالبانی، کرسی را در دست گرفته که خود کودتا علیه آزادی مردم کردستان عراق بود
و اینکه مافیای رسانه ای بارزانی گفته اند که کنگره به خاطر انتخابات کردستان به تعویق افتاده ؛ صرفا یک بهانه لوس است. مگر کمیته آماده سازی نمی دانست که تقارن زمانی پیش می آید؟ ؛ عملا نوعی پنهان کاری غیرمنطقی مشهود است و یگانه دلیل هم همان تغییر تقویم برگزاری نیست زیرا برای حکومت محلی بارزانی مهم نبود که تقویم درست ارائه کند و اصلا کنگره قرار نیست که برگزار شود !… صرفا یک شوخی با خرد و عقلانیت مردم کردستان بود !

نه عراق تهدید کرد و نه ایران هم به رسمیت نشناخت و حتی ایران هم بی تفاوت از قضیه گذشت و انگار نشنید زیرا برای کشورهای دارای جمعیت کردنشین این نشست ها را جدی نمی گیرند تا نظارتی داشته باشند. صرفا مقامات ترکیه رضایتی به برگزاری نداشتند. از نظر مطالعات امنیتی هم می توان پرسید که برگزاری آن چه سودی برای کشورهای پیرامون دارد ؟ ؛ جز اینکه بارزانی در غیاب رقبایش زندانی بودن اوجالان ؛ در کُما بودن طالبانی و مردن قاسملو – می خواهد فرمانفرما و حکمران باشد !؟ البته جمهوری اسلامی ایران که احساس تردیدی نکرد و اصولا نه سر و صدای آنها را شنید و نه مخالفتی ابراز کرد زیرا جمهوری اسلامی ایران پیرو تفکر ابراهیم احمد است که کردها هرکجا باشند ایرانی اند ! ؛ چه ۵ میلیون کرد در ایران باشند و یا ۲۰ میلیون کرد در ترکیه و ۵ میلیون در عراق و ۲ میلیون در سوریه ؛ اما ترکیه اول موافق مشروط بود که باید بارزانی رئیس کنگره باشد و اظهارات داود اغلو و اردوغان در روزنامه ها هست اما بعدا ترکیه ساز مخالفت زد و با بارزانی همراه شد که مبادا پ ک ک مطرح شود!
چند نفر از کردهای ایران – نماینده سابق مجلس طرفدار بارزانی یا نماینده های بارزانی در ایران و دوستان سابق محمدرضا رحیمی و … – شال و کلاه کردند که در این کنگره خیالی شرکت کنند اما این کنگره به اصطلاح ملی از سازمان هایی اسما ایرانی دعوت کرد که دستشان به خون سرباز ایرانی و مردم ایران آلوده است؛ افرادی تجزیه طلب و ضد ایران و ایرانی که هنوز در اوهام اسقاط نظام و تشکیل خودمختاری و تفکر منحط دهه های قبل سیر می کنند و نماینده مشروع و واقعی جامعه کردنشین ایران نبوده و نیستند. ۲-۳ سازمان مسلح که نه ارتباطی یا نفوذی در جامعه کردستان دارند و نه صاحب وزن و اعتباری در معادلات سیاسی اند و البته در رسانه های خارج از کشور؛  به زبان کردی دمم از استقلال و تجزیه و فعالیت مسلحانه می زنند اما به زبان فارسی – زبانم لال – آزادیخواه و دمکرات و اپوزیسیون شده اند و کسی هم نیست بپرسد که سازمان باورمند به گلوله و اسلحه ؛ چگونه دم از دمکراتیزه کردن و استقرار دمکراسی و آزادی می زند ؟ و یا پژاک، یک فرقه تروریستی قاچاقچی مواد مخدر! و یا پاک ( فرزند قاضی محمد که تا ۱۳۵۷ بورسیه و همکار ساواک بود و امروزه هم مداح بارزانی) و…. گروه هایی که جامعه و نسل جوان امروز آنها را نمی شناسد و نمی خواهد؛ مثلا وقتی دعوت به تحریم انتخابات کردند ؛ بیش از ۷۰ % مردم کردستان پای صندوق رای رفتند. البته این افراد ایرانی خواهان شرکت در کنگره؛ با دوگانگی و فریب عوام، از طرفی می خواهند با حسن روحانی رفیق شفیق شوند و از دیگر سو با کومله و دمکرات و پژاک همنشین باده و پیمانه! و گفتند در کنگره به استراتژی واحد برسند یعنی بارزانی در کنار هم نهادن پژاک و پاک و دمکرات  ۲ گانه و کومله ۵ گانه چه وحدتی به چه هدفی را خلق می کند جز ضدیت با ایران و ایرانی و یا تهدید تمامیت ارضی ایران!؟ آیا در هر کشور دیگری می بود آن را اقدام علیه مصالح و منافع ملی به شمار نمی آوردند !؟
آری!، بارزانی با این افراد می خواست کنگره ملی ! تشکیل دهد و همه به او کرنش کنند که خدواندگار تخیلی و صوری کردها باشد اما وقتی پ ک ک ؛ سنگی به خانه شیشه ای زد ؛ نه تاک ماند و نه تاک نشان ! … فعلا که ترکیه نفت خود را با قیمت ثمن بخس از کردستان عراق تامین می کند و بارزانی هم چه عازم ترکیه باشد یا نباشد ؛

هرگز نه دل میت ترکیه و نه امنیت ایران و جدیدا هم استخبارات سوریه را به خاطر کرد و کردستان نمی رنجاند ؛ زیرا وی نمی خواهد چیزی خارج از اراده و قدرت سیاسی اقلیم اتخاذ شود چه رسد به اینکه دنباله رو اوجالان باشد و یا عرصه را به پ ک ک  ببازد !. . اوجالانی که به وی گفت : توهم شاهنشاهی در کردستان را دارد و یا قاسملوئی که مسعود بارزانی را خودبزرگ بینی با تفکری قبیله ای نامید!…بعد از آنکه در دسامبر ۱۹۹۵ طالبانی مابین جنگ برادرکشی اوجالان و بارزانی صلح کرد؛ بارزانی به دیدار مقامات میت ترکیه رفت و بنا به روایت علی باپیر – از حزب جمعیت اسلامی کردستان عراق – به مقامات امنیتی ترکیه گفت : چگونه اخلاص خود را به شما و ترک ها اثبات کنیم که مدافع ترکیه هستیم ؟ می دانید ما چند نفر در جنگ علیه پ ک ک کشته داده ایم ؟ ….

امروزه در کردستان؛ سیاست تند و رادیکالی نمی تواند ضامن موفقیت باشد و رخدادها را هم نمی توان با احساسات و هیجان دنبال کرد و یا با الفاظ قومیت گرایی و ملت و … سعی در جذب توده مردمان داشت…زمانه تغییر کرده است

برگرفته از : کُردها
تاريخ: ۱۳۹۲/۶/۲۶ تعداد بازدید: 952

نظر کاربران
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما: