تبليغاتX
دیار و نادیار - خاطرات یک پناهنده کرد ایرانی به ترکیه (29/8/87)
درباره ما
«کۆمه‌ڵه‌ی مافی مروڤی دیار»، به مه به ستی پشتیوانی دارایی و روحی و هه روه ها مافه کانی مروڤ له قوربانیانی ره‌شه‌کوژی و نه‌بوونی ته‌ناهی له ناو‏چه کوردنشینه‌کانی وڵات پێک هاتووه. هه موو بنه‌ماڵه یه‌کی قوربانیان له دوای پێوندی له گه‌ڵ ئێمه و پڕ کردنه‌وه‌ی فورمی ئه‌ندامه‌تی ده‌که‌ونه ژێر داکوکی دارایی و روحی کۆمه‌ڵه که‌مان.
به‌سوپاس له‌بنه‌ماڵه‌ی شه‌هیدان که ئێمه‌ی له‌ دابین کردنی بابه‌ت و نێوه‌رۆکی سایت یاری ده‌که‌ن و پێزانین له نووسه‌ران: قوربانی تێرور، روژهه‌ڵات تایمز، تاوانه‌کان، سارا بازیچ، قه‌ند‏چی، هوشمه‌ند و هه‌موو ئازیزانی دیکه‌ش.
ناوه‌ندی زانیاری کۆمه‌ڵه‌ی دیار.
پیوندها
لوگوی شما




لینک ها
عکس روز
سخن روز
امکانات

لوگوی ما ! تماس لینک به ما ! áíä˜ RSS

آمار بازدید :
کاربرآنلاین :

خاطرات یک پناهنده کرد ایرانی به ترکیه (29/8/87)
 

برای آگاهی از اوضاع درونی یک گروه حزب و یا سازمان و بررسی میزان تطبیق شعارها و افکار بیرونی آن سازمان با عملکرد و اهداف واقعی رهبران آن هیچ چیز بیانگر تر و واضح تر از بررسی خاطرات فردی که زمانی عضو آن گروه بوده نیست. فردی که در حال حاضر به دور از هرگونه واهمه از فضای اختناق دیکته شده خود ساخته مصطفی هجری به نام سانترالیزم دمکراتیک و بدون هیچ گونه واهمه از فضای پلیسی امنیتی خودساخته چکو و لاپوشانی ها و اخراج های تیمور مصطفایی حقایق جالبی را بیان می کند که مرور آن برای کسانی که شوق عضویت در این حزب و مسافرت به کویه را دارند خالی از لطف نیست

قسمت اول خاطرات ظاهر نامجو در این بخش آورده شده و قسمت های بعدی آن نیز در سایت درج خواهد گردید:

خاطرات یک پناهنده ایرانی در ترکیه

 


مقدمه:
 
مطالعه این کتاب را به سیاستمداران و روشنفکران و مردم ایران بویژه هموطنان کرد در هر ناحیه که هستند تقدیم میکنم. جهت اطلاع شما خوانندگان محتوای این کتاب شخصیت گردانندگان حزب دمکرات کردستان ایران هستند. البته بعد از تاسیس رژیم اسلامی ایران و همچنین درباره درگیری من با باند مافیای اقتدارگرا در حزب دمکرات کردستان ایران که در واقع امروز گردانندگان ان حزب هستند و در این کتاب از انان بعنوان باند مافیا اسم میبرم. در حاشیه کتاب به واژه عشایر و ایل اشاره کرده ام که امیدوارم ایجاد سو تفاهم نشود زیرا هدف من از عشایر و ایل به معنای مجازی در جامعه اکراد ایران نیست زیرا ان طایفه ها مردمان سلحشوری هستند که خارج از کباحث من است و هدف اساسی من در ارتباط با باند مافیایی متشکل از مردم تبهکار که پایگاه طبقاتی هم ندارند و بر عکس ترکیبی از همه طبقات جامعه که تنها خوی تبهکاری انها را با هم در یک محفل گرد اورده است و انچه که در این مقوله نیاز به تفکر و تحلیل دارد این است که در تاریخ بشریت هر تشکل خواه دولت, حزب, خانواده و ایل منحصرا یک فرد هم بعد از مدت زمانی مشخص کارنامه اعمال خود را باز بررسی می نماید و فاکتورهای پیروزی و شکست خود را ارزیابی مینماید و مطابق با دگرگونی های زمان مسئولیت های خود را مد نظز میگیرد اما از عجایب تاریخ این است که حزب دمکرات بعد از شصت سال برای یک لحظه هم اعمال خود را ارزیابی نکرده است بویژه در 25 سال اخیر کنگره بعد از کنگره نه تنها پیشرفتی نداشته بلکه برعکس مردمانی تبهکار جایگزین شده اند. افراد خوب تصفیه شده و کادرهای تحصیل کرده و عاقل به حاشیه رانده شده اند. حقیقت امر این است که بعد از 26 سال در هر شرایط بویژه در شرایط دگرگونی های نوین, تنها یک محفل ویژه مجددا در پست های کلیدی ابقا میشوند و در ئاقع حاکمیت مافیا در اشکال توتالیتر سیاسی و نهایتا ظهور نوعی بی همتا از تشکل مافیایی که در تاریخ رهبری کرد شکل جدید سیاست محسوب میشود.
من از طبقه پایین اجتماع, در شرایطی کشورم را ترک کردم و وارد محفل دمکراتها شدم که کادرهای وطن پرست و عاقل دمکرات از اعمال خود پشیمان شده و صف های دمکرات را رها نموده در این شرایط پیچیده و دشوار من بزرگترین خدمت را به انها کردم که در تاریخ مبارزات ملت ها بی همتاست. پول زیادی به انها دادم این در شرایطی است که در جهان امروز برای تهیه کردن پول, به حساب خون ملتها بازرگانی و سیاست میکنند و من اینچنین و در این شرایط وارد مخفل انها شدم بنابراین فداکاری من بی نظیر بود برای نمونه در تاریخ رژیم اسرائیل بعد از تاسیس ان رژیم در یک روز تاریخی به بهترین هموطن اسرائیل مدال بهترین خدمت را تقدیم کردند و در این خصوص مدال را به زنی یهودی دادند که در دوره جنگ به صهیونیست ها مبلغ زیادی پول به انها داده بود و اینجا من نیز که خود از خانواده فقیری بودم و با وجود مشکل طبقاتی و با طرح یک نقشه سیاه بهراهی دمکرات ها پول زیادی برای انها به ارمغان اوردم و ان اربابان بجای جبران عمل خوب من دشمن جان من شدند و دلیل این کینه توزی همدستی من با باندی تبهکار در لباس دمکراتها بود و بحق عکس العمل و فرهنگ تبهکاران باید این چنین باشد. از طرفی در مدت 5 سال از سال 1993-1998 که من در مردستان عراق اقامت داشتم مورد احترام و حمایت مسئولین حکومت منطقه ایی کردستان بودم که در واقه میبایست به اداره مردم کردستان اعتماد میکردم که متاسفانه به دمکراتها و به اصطلاح هموطنان خود اعتماد کردم زیرا جزیی از محفل انها بودم امیدوارم که روزی تاریخ و خلق کرد در مورد من و اعمال من به خوبی داوری کنند و در هر صورت از خلق ایران و بویژه خلق کرد پوزش میخواهم.
در اینجا نگاهی اجمالی به مسئله کرد در ایران, عراق و ترکیه جای دارد:
مسئله خلق کرد در ایران: ضروری است در  خصوص مسئله خلق کرد در ایران ویژگی هایی را مد نظر داشته باشیم و ان گره خوردن سرنوشت ملتهای ایران به همدیگر است که هزاران سال است در کنار هم و در یک سرزمین زندگی میکنند باید توجه داشته باشیم که دو ملت کرد و فارس از هزاران سال قبل مشترکاتی در زبان, نژاد و حوادث تاریخی داشته و به همدیگر بسیار نزدیکند. در تاسیس اولین دولتهای ایرانی متحد بوده اند و در سایه اتحاد استراتیژیکی متحد در واقع فامیل های بسیار نزدیک بوده اند. نمونه بارز پادشاه پارس ها کورش کبیر در جنوب ایران (پارس) از طرف مادری کرد بوده است زیرا مادر او ماندا دختر پادشاه مادها اختیوگو که در غرب ایران فرمانروایی داشتند از سلسله اکراد بوده و هر دو ملت پیشتاز انسانیت و دارای تمدن, فرهنگ مشترک و دین مشترکی بوده اند. و نقطه عطف این دو ملت این است که از اغاز تاریخ هر دو به خدای واحد ایمان داشته اند و از بت پرستی بدور بوده اند بنابر این انسانیت از میان این دو ملت ظهور میکند و از خصوصیات بارز این دو ملت این است که تا به امروز از تمدن و دین و وطن خود دفاع کرده اند و در این سرزمین پرسی کماکان مانده اند و اگر روزی سرنوشت این دو ملت از هم جدا شود تنها این دو ملت ضرر خواهند کرد از خصوصیات بارز این ملت ها این بوده و هست که از اغاز تاریخ تا به امروز پیشتاز گفتگوی تمدن ها در جهان هستند از اینرو ملتهای صلح دوست و قابل اعتمادی برای دیالوگ میباشند و نباید فراموش شود که ملت کرد از اغاز تاریخ بشری و ضهور انسان و تمدن در خاکی که امروز بنام کردستان مشهور است زندگی مرده اند و میکنند و همچنان با حفظ فرهنگ و تمدن و راه و رسم اجداد خود در این سرزمین باستانی به حیات خود ادامه میدهند از اینرو مشکل خلق کرد در ایران پیچیده و عمیق نیست و با این وصف دشمنان ما حائز اهمیت نیستند و تاثیری در سرنوشت ما نمی توانند داشته باشند.
مشکل خلق کرد در عراق:
دولت عراق در سال 1920 تاسیس شد و دولتی بنام دولت مستقل نبود و تحت الحمایه بریتانیا بود و از اغاز تاسیس این دولت مسئله خلق کرد مطرخ بود و این نوعی ساختار سیاسی بود که میبایست دولت کرد از مناطق کرد نشین تشکیل شود.
مشکل خلق کرد در ترکیه:
بعد از سقوط امپراتوری عثمانی و اغاز جمهوریت در ترکیه مشکل خلق کرد ترکیه وابسته به تحولات سیاسی در رابطه با خواست ترکیه در اتحاد با جامعه اروپا بوده است. دولت ترکیه سالیان درازی است در اندیشه وارد شدن به ایت اتحادیه است و در این راه الاش زیادی می کندکه عضوی از این اتحادیه شودو در نتیجه پروسه دمکراتیک در ترکیه وجود دارد و از این نگاه مشکل کرد همیشه در کانون گفتگو ها بوده استو اصولا این مشکل به پروتک های سیاسی بین ترک ها و اروپائیان گره خورده است که دائما در حال تحول و تعیین خط مشی های نوین است و کردها این تحولات را تعقیب میکنند.
در واقع من نویسنده نیستم و این اولین نوشته در زندگیم است برای همین از هر گونه نقصی  عذر خواهی میکنم انچه که مهم است و میخواهم توجه خوانندگان را به ان جلب کنم هدف های مشخص من از توشتن این کتاب است و انگیزه راستین من که صرف نظر از دفاعیات خودم, دفاع از انسانیت هم هست و در این خصوص زندگی طبقاتی خود تاثیر زیادی روی عقاید من گذاشته اسا برای درک این مطلب مناسب دیدم به زندگی خود اشاره ای کوتاه داشته باشم تا همگان درک نمایند که بجز هدف انسانی هدف دیگری از نوشتن این کتاب نداشته ام.
من در خانواده فقیری بدنیا امدم, اهل شهر بانه در کردستان ایران هستم و از اول کودکی تا دوره جوانی شاهد کشاکش در خانواده ام بوده ام و این تاثیر منفی در روحیه من گذاشته است و همین موجب گمراهی من در همه مراحل زندگی شده است و مرتکب اشتباهات فراوان شده ام و متعاقب ان دچار مشکلات عمده ایی هم شده ام که عموما ناشی از مشکل طبقاتی بوده, در هر صورت تحت هر شرایطی امیدوار بودم که بطور سیستماتیک اشتباهات خود را جبران نمایم و برای فردی مثل من که از طبقه پایین جامعه هستم, شاید بجز افکار انسانی هیچ فکر دیگری برای من نفعی در بر نداشته باشد خصوصا افکار پوسیده عشایری و سرانجام بعد از همه تحولات و شرایط پیچیده به منافع طبقه خود توجه کرده ام و خوشبختی زندگی هم در عقاید انسانی خلاصه میشود با این تعاریف امیدورام که خوانندگان محترم از اهداف من در مورد نوشتن این کتاب درک مثبتی داشته باشند و چیزی نمی تواند بجز اعتقاد به مسائل انسانی و از خوانندگان محترک تقاضامندم که هر نقدی بر این نوشته دارند و یا سوالات و نظرات خود را با من در میان بگذارند و از طریق  ادرس ایمیل با من در تماس باشند:
برای انتخاب اسم کتاب مشکل زیادی داشتم کتاب را در دو فصل نوشتم که در واقع مکمل همدیگر هستند فصل اول کتاب نامه سرگشاده که در حقیقت چکیده افکار سیاسی و انسانی من است و فصل دوم کتاب خاطرات من, قسمت اصلی کتاب که محتوای ان حوادث سیاه زندگیم در برخورد با باند مافیایی اقتدارگرا در حزب دمکرات کردستان ایران از سال 1993-1998
     فصل اول کتاب:
می بایست هفت سال پیش وظیفه وجدانی و انسانی خود را بجای می اوردم و خاطرات خود را به هموطنانم تقدیم میکردم که ان مستقیما در ارتباط با حیات انسانی, سیاسی و اجتماعی مردم است و دلیل تاخیر در نوشتن این خاطرات هم فراوان است, متاسفانه از سال 1998 تا به امروز کماکان بعنوان پناهنده سیاسی در کشور ترکیه زندگی میکنم و درگیر با مشکل پناهندگی هستم. عدم دسترسی به منابع و دوستان هم کیش, مشکل امنیتی و نگرانی اخراج از کشور ترکیه به ایران و از همه مهمتر مبادا انعکاس حقایق در میدیای جهانی علیه خودم تمام شود و ان بدلیل وضعیت پیچیده اطلاعاتی و ارزیابی غلط در مورد مساژل مربوط به انسانیت و از این زاویه ها فکر میکردم باید مدت زمانی منتظر ماند چون داوری در مورد مسائل مربوط به انسانیت مستلزم دقت زیادی است و سطحی نگریدن به مسائل مربوط به انسانیت همه را دچار داوری غلط میکند بویژه نگاه به ان از دیدگاه منافع طبقاتی و یا منافع حزبی و اصولا معذل انسانیت ناشی از اختلافات طبقاتی است. در نتیجه مردم دنیا بعد از خانه خرابی فراوان متوجه حقایق خواهند شد. بشریت در تاریخ انسانیت از مار گرفته تا سنگ را مظهر پرستیدن و سرچشمه حیات قرار داده و به پیشگاه  ان به سجده در امده است تا همچون افسانه در تاریخ بشری نقش بستهو تا ظهور پیغمبران و گرایش مردم به ایدئولوژیهای انسانی در واقع ظهور انسانیت و عدالت و این چیزی است که اثبات میکند که مردمان برای همیشه به سجده مار و سنگ نمی افتند, نهایتا بشریت نیاز به اهداف انسانی و مقدس دارد.
اقامت بیش از حد معمولم در ترکیه شرایطی مطلوب را برایم فراهم کرد و انچه به تحولات و تغییرات در سطح دنیا وابسته است راهگشایی بود که احساس کنم وقت نوشتن این کتاب امده است و اگر هفت سال قبل این خاطرات را می نوشتم احتمالا شرایط مطلوب نبود و تبهکاران ا. نوشتن ان سو استفاده میکردند اما گذشت زمان و پیشرفت انسانیت به خودی خود و بطور سیستماتیک حقایق نهفته را افشا کرد و مردم منطقه با این دیدگاه به قلعه کوه صعود نمودند و این نمودار ظهور انسانیت است فرصت را غنمیت شمرده که دشمنان خلق را رسوا کنم مغزهای کوچک تصور میکردند که شکستم در سازمان ملل بخش پناهندگان در کشور ترکیه موجب ناامیدی من خواهد شد و و همه چیز برای من خاتمه می یابد اما تحلیل دشمنان فکری من نادرست از اب در امد و من نه تنها ناامید نشدم, بلکه به هدفهای درست دست اویختم و ازسوی دیگر پیشرفت جامعه انسانی افکار پوسیده قرون وسطایی به حاشیه رانده است و تاریخ مغزهای کوچک را که تکیه بر میراث پیشینیان داده اند به حاشیه رانئه است و همچنان در پشت کوه مانده اند. همه موضوعاتی را که در بالا به ان اشاره کردم زمینه را برای نوشتن این کتاب فراهم کرد. هدف من از این نوشتار تنها التیام زخم های خود نیست گرچه بیش از اندازه مظلوم و مورد ظلم انها واقع شدم و این را حق خود میدانم که ان تبهکاران را در خانه دشمن قرار دهم ولی از اغاز تاکید میکنم هدف کلیدی من از نوشتن این کتاب سیاسی و انسانی است و تایید وقایقی که مردم منطقه از ان مطلع شده اند, وانگهی زمان ان رسیده است که مردم منطقه در سیاست استراتژیک نوین در پیش گیرند و در جهت هماهنگ کردن منافع خود با تحولات نوین که ان ظامن پیروزی اراده مردم منطقه و خاورمیانه است و از اینرو ست که امپریالیست روز به روز در برابر قیام و خواسته ها و اراده مردم منطقه و خاور میانه عقب نشینی میکند و خود نیز در اظهارات خود اعتراف میکند که قادر نیستند جلو پیشرفت, پروسه تاریخ و دمکراسی واقعی را بگیرند. البته این اظهارات علیرغم خط مشی سیاسی و اهداف بلند مدت انهاست و در حقیقت انها زمینه را خوش میکنند برای مردم منطقه که سریعتر به اهداف خود برسند در نتیجه پیشامدهای اتی خارج از تصور و پیش بینی انهاست و خلاف منافع استراتژیک انها, زیرا اهداف کلیدی انها از جنگ در منطقه حفظ منافع استراتژیک خود در خاورمیانه است.
مغزهای کوچک از تحلیل این پیشامدها و دگرگونیها عاجزند, زیرا در شمار حلقه به گوشانند و تنها منافع عشایری و رسیدن به اقتدار و پول انها را وسوسه میکند, دستیابی به این اهداف نیز, بدون حاکمیت مافیایی و توتالیتر سیاسی امکان پذیر نسیت که رسیدن به ان نیز به حساب خون مردم منطقه امکان پذیر میباشد و اگر انروز فرا رسید این تیم تبهکار به قدرت برسند نه تنها مردم منطقه کماکان اسیر و فقیر می مانند و در خانه دشمن با مردم منطقه قرار میکیرند, بلکه صلح و انکار انسانیت هم مورد تهدید قرار میگیرد. در هر صورت باید نیرویی بالنده و مترقی جلو تبهکاران را سد نماید. سالهاست که اسرارم را پناهان کرده ام به این امید که در یک کشور غربی کتابم را بنویسم اما متاسفانه باند مافیایی دمکرات مانع قبولی من در یو ان عراق و ترکیه شده است البته تا به امروز, علیرغم اینکه پناهندگی حق مسلم من است ولی دمکراتها استنباط میکردند که در نهایت و یا از روی ناچاری به ایران مراجعت خواهم کرد و یا اینکه خود را تسلیم خواهم نمود که در ان صورت افشای اصرار بایند مافیایی در میدیای ایرانی ارزش سیاسی خود را از دست میداد و انها تبلیغات میکردند که بدون استقلال فکری این کتاب را نوشته ام اما حالا میتوانم ادعا کنم  که در کمال استقلال فکری و عملی و ناشی از اراده راستین خود این کتاب را نوشته ام. بد نیست اشاره کنم اصولا من مایل بودم به وطن عزیز خود مراجعت کنم و دوری از وطن برای من به مثابه مرگ است به قول شاعرنامی ایران سعدی شیرازی:
سعدیا حب وطن گرچه حدیثی است درست-نتوان مرد به سختی که من اینجا زاده ام
انچه که تا به امروز مانع از مراجعت من به وطن شده است بخاطر ارتباطم در گذشته با باند مافیایی دمکرات و تبهکاران در ان باند بوده است, نهایتا در شرایط  فعلی ترجیح دادم منافع شخصی و خانوادگی خود را به خاطر منافع طبقاتی و انسانی زیر پا بگذارم.  اما مغزهای کوچک در باند مافیا را مطلع میکنم که بیشتر از هفت سال است در کشور ترکیه منتظر حل معذل پناهندگی هستم و تا حال نیز توانسته ام بسیاری از مردم خردمند را در رابطه با امور پناهندگی خود متقاعد کنم و از طرفی بسیار شرافتمندانه در طول این هفت سال خانواده ام را اداره نموده, علیرغم عدم حمایتیو ان از من, اگر چه پناهندگی برای خود مشکلات ویژ ه ایی دارد و اینجا جای دارد از مردم خوب ترکیه سپاسگزاری کنم که براستی دوستی خوب و مهمانداری خوش قلب برای ما بوده و هستند, اصولا خوی نیکو کاری جزو سرشت و فرهنگ ترکهای انادول است و ما مفتخریک که حق شناسی خود را نثار انها بکنیم واقعیت این است که ترکیه گهواره انسانیت است و اینجا در جغرافیای مزوپوتامیا در دامنه کوههای جودی از سلسله جبال زاگرس و در مرکز رودخانه دجله و فرات, کشتی حضرت نوح (ع) لنگر انداخته استو برای بار دوم انسانیت در این سرزمین ظهور کرد از اینرو دجله و فرات بهشت روی زمین است و در این سرزمین پاک است که انسان خود را به انسانیت نزدیک حس میکند و احساس می کند که بار دیگر تاریخ تکرار خواهد شد و این چرخشی نوین بر تاریخ انسانیت و بسوی روشنی ها, ازادی و شروعی است برای حیاتی نو, پنهان نمیکنم که در اینجا تحولی بزرگ در اندیشه من بوجود امد. مایلم که دومرتبه اشاره کنم که باند مافیا بشدت مرا ازار و شکنجه دادند و در این خصوص تا به امروز سکوت کرده ام اگر چه تا ابد افتاب زیر ابر نخواهد ماند. مدت پنج سالی که در کردستان عراق ماندگار شدم مردم ان منطقه بخوبی مرا می شناختند بویژه احزاب سیاسی کلیدی در انجا, بخوبی واقف بودند که من وطن و هموطنان خود را دوست دارم و هیچگاه به انها خیانت نکردم داوری عادلانه مردم کردستان برا یمن مافیسا برعکس قضاوت نادرست باند تبهکار را در مورد خود را جدی نمی گیرم و مایه نگرانی من نیست و خوشبحتانه پیشرفت جوامع بشری موجب فروپاشی رژیمهای توتالیتر و همچون همتراز انهااحزاب تقلیدی همانند باند مافیای دمکرات شده است و این نتایج ثمربخش پیشرفت پروسه تاریخی است در رابطه با باند تبهکاران است و از این دیدگاه نظر منفی یو ان و باند مافیا ارزش چندانی نمیتواند داشته باشد و اگر یو ان را به خوبی بررسی نماییم این سازمان پناهندگان تحت تاثیر سیاست است و البته تحولات و تغییرات در جهان و منطقه, بویژه در عراق و فلستین این امر بدیهی را ثابت میکند که حقوق بشر جزیی از تبلیغات غربی هاست و هر جوان کم سن وسالی هم واقعیت این امر رادرک میکند, بیشتر از از هفت سال است که با حقوق بشر و سازمانهای وابسته به ان و همچنین شرایط پناهندگان سروکار دارم بویژه از رابطه حزب دمکرات کردستان ایران و یو ان که ایننیاز به بررسی جداگانه ایی دارد. راستی این است باند مافیای دمکرات به مثابه یک شرکت معاملاتی و در عین حال ارگان مافیایی قاچاق انسان عمل مینماید با این تفاوت که دمکرات تکنیک و نقشه منحصر بفرد دارد و افتخار میکند که بعد از 60 سال مبارزه تنها دست اورد مهم انها فرستادن پناهنده به اروپا و امریکا است انهم با مشارکت یو ان و اصولا دمکرات این اهداف را دنبال می نماید و تجارب فراونی در این خصوص دارد.
نکته ایی که باید بسیار هوشمندانه ان را سنجید و عمیقا بررسی نمود اهداف معین دمکرات از همکاری با یو ان در زمینه معرفی و تایید پناهندگان و یا به زبانی دیگر اعتماد متقابل دمکرات و یو ان بهمدیگر در زمینه انتخاب و فرستادن پناهنده به کشور ثالث, این سیاستی است که دمکراتها پیگیری مینمایند و ان این است که به هیچ وجه در چهار چوب هدفهای بشر دوستانه نیست’ بلکه هدف فقط بهربرداری از پناهندگان در ابعاد اقتصادی, تبلیغی و سیاسیست انهم به مقتضای زمان و منافعشان ملاحظه میفرماییید دمکراتها نگران راهی شدن پناهندگان شمال عراق به خارج هستند, زیرا در شرایط فعلی که اوضاع جهان تغییر کرده است باند مافیایی تصور میکنند که از اب گل الود ماهی بگیرند البته فعلا در موقعیت بحرانی قرار گرفته است در نتیجه صرفنظر از سیاستهای دوگانه اش در رابطه با پناهندگان که سالین سال است به مثابه یک موسسه ارسال پناهنده عمل می نماید, در اینجا تلاش دارد بطور مستقیم و غیر مستقیم جلو رفتن پناهندگان شمال عراقی را از ترکیه به خارج بگیرد به این امید که اندسته از نیروهایش که سالهاست مبنی بر سیاست خائنانه دمکرات سنگر را رها کرده اند دومرتبه به شمال عراق مراجعه کنند و یا حدا قل این موضوع را القا کند که دیگر یو ان هیچ کس از شمال عراقیها را نمی پذیرد و روشن می نماید که در شرایط فعلی در زمینه مشکل پناهنده با یو ان همکاری نمی ماید و به این ترتیب مانع از فرار بقیه افراد خود میشوند. جا دارد در این رابطه از همکاری دمکرات با مشروطه طلبان تحلیلی داشته باشم همگان  و بویژه پناهندگان شمال عراقی در ترکیه اقای بهمن مالی زاده را میشناسند که در پشت پرده تحت تاثیر رهنمودهای اربابان خود و تحت تاثیر دوستان دمکرات در امریکا و در شهر کویه, این سیاست را پیگیری میکنند که پناهندگان شمال عراقی همچنان در کشور ترکیه بلاتکلیف و سرگردان بمانند لازم است که به سخنان بهمن مالی زاده اشاره کنم که برابر مذاکرات تلفنی که با ایشان داشتم در جواب این سوال من که مشکل پناهندگی من چه خواهد شد اظهار داشتند در شرایط فعلی رفتن به کشور ثالث مطرح نیست زیرا سال اینده همه با هم به ایران مراجعت خواهم کرد و در این راستا و پیگیری این سیاست بنیاد نوروز را تاسیس کردیم تا پناهندگان شمال عراقی و سایر پناهندگان زیر پوشش اقتصادی ما باشند البته امثال مالی زاده بیست سال است این فکر را نجوا میکنند که امروز و یا فردا ایران اشغال خواهد شد, این مسئله اشغال ایران توسط امریکا مسئله دیگری است که ربطی به مشکل ما پناهندگان ندارد و صدها خانواده که بلاتکلیف در ترکیه دقیقه شماری میکنند. از طرفی همگان میدانند که بعد از اشغال عراق توسط امریکا, حتی یک پناهنده از خارج به کشور خود مراجعت نکرد لابد چشم ان مردم از پناهندگان ایرانی سیاهتر است و یا اینجا سری در کار است. ملاحظه می فرمایید که باند مافیایی دمکرات از هر ابزاری برای ممانعت از رفتن پناهندگان به خارج استفاده مینماید. مایل هستم که بیشتر دمکرات را در رابطه با وضعیت پناهندگان بررسی نمایم و ابعاد دیگر انرا از نظر دور نکنم و این نظریه که دمکراتها صرفا از پناهندگان بعنوان ابزاری برای تبلیغات و سو استفاده های غیر قانونی و غیر انسانی استفاده می نمایند, تاکید نمایم. متاسفانه یو ان هم در اینگونه موارد فاکتورهای معینی در چهار چوب سیاستهای امپریالیستی خود دنبال میکند نه در چهار چوب حقوق بشر که ظاهرا برای ان تبلیغ میکند. بدین ترتیب باند مافیا همیشه موفق میشود گروه هایی خارج از محفل و هوادادان و یا احتمالا کادرهای خود, بعنوان پناهنده تایید می نماید ( البته در قبال پول) برای نمونه در سال 2002 یک فرد ایرانی که قبلا از عناصر پیشمرگ مسلمان در ایران بوده است و گویا چهار سال در زندان دمکرات بوده است با پرداخت 3 ملیون تومان پول به رحیم رحمانی (چه کو) رئیس پلیس باند مافیا توانسته بود در یو ان شهر وان ترکیه بعنوان پناهنده و با دریافت تاییده از طرف حزب دمکرات قبول شود’ یعنی بعنوان عضو حزب دمکرات تاییده حزبی دریافت نمود. نباید فراموش کرد که بخشی از عایدات و درامد باند مافیا از فرستادن پناهندگان ساختگی به اروپا سرچشمه میگیرد. در واقع قاچاق انسان بخشی از حیات سیاسی انها را تشکیل میدهد بر اساس بررسی های جامعه شناسان بیشتر ان انسانهایی که وارد اروپا شده اند برای یک لحظه هم نمی توانند متمدنانه و مطابق با استاندارهای بین المللی زندگی کنند برای همین در جامعه اروپایی به حاشیه رانده میشوند’ زیرا بیشتر انان در فکر منافع شخصی خود هستند تا سیاست از اینرو همه اصول انسانی را زیر پا میگذارند, فرهنگ, تمدن و ایین خود را به تمسخر می کشند و با تمدن بیگانه میباشند برای همین موجبات تحریک احساسات ملی گرایانه مردم اروپا می شوند, البته این بررسی مربوط به دسته خاصی از پناهندگان است و نه پناهنگان واقعی که تحت شرایط متفاوت و در چهارچوب اپوزیسیون کوچ کرده اند. یاد سخنان دوستی در کمپ بالقوس افتادم که خود یکی از پیشمرگه های قدیمی ح.ب بود و ساکن کمپ بالقوس در رابطه با شخصیت دمکراتها تئوری ارئه میداد که بسیار به جا بود او از طرفی سالها در میان  انها زندگی کرده بود و به خوبی با روحیات و شخصیت انها اشنایی کامل داشت او میگفت؛ این مردمی که از ایران کوچ کرده اند همانند کثافات یک برکه اب می مانند که از زیر اب به روی اب رانده میشوند بنظر من این تعبیر درستی بود. درست در ان زمان سال 1997 گروهی از پناهندگان که بنام دمکرات در کمپ بالقوس زندگی میکردند داستان انها عبرت تاریخ است و بررسی ان گروه جای دارد که گفته شود از این نظز که باند مافیا در کویه همه را بنام دمکرات تایید کرده بود و قبولی یو ان داشتند ان گروه در سال 1997 از کشور ترکیه به کردستان عراق اخراج شده بودند همه انها در یکی از شهرهای ترکیه بنام قونیه اقامت داشتند و همانطور که مستحضرید شهر قونیه شهر مولانا رومی شهر انسانهای خیر و نیکو کار و به شهادت اکثر پناهندگان یاور پناهنده بوده اند که متاسفانه ان گروه با رفتار و کردار خارج از اصول انسانی مردم شهر را به هراسان اورده بودند در نتیجه مردم شهر بخاطر حریم خانواده هایشان به پلیس شکایت کرده و از دست ان گروه شاکی شده بودند و سرانجام پلیس شهر هم به خاطر حرمت مردم ان گروه را علیرغم اینکه همگی قبولی یو ان داشتند از ترکیه به  کردستان عراق اخراج کرده بودند و جالب اینجاست که ان گروه فاسد با وقاحت تمام برای تبرئه خود پلیس ترکیه متهم نموده و میخواستند جنبه سیاسی به موضوع اخراجشان بدهند که اینطور نبود و دروغ محض است و من برای برملا ساختن انها همین قدر اشاره میکنم که خود و خانواده ام مدت هفت سال است در ترکیه و در شرایط قاچاق بدون حمایت پلیس و یو ان زندگی میکنیم و حتی برای یک مورد هم به مشکل پلیس و اخراج هم برخورد نکرده ایم, زیرا مورد حمایت مردم نیکوکار و خیر ترکیه هستیم و رفتار ما هم مطابق با اصول انسانی بوده است, به ایین و راه و رسم مردم احترام گذاشته و با پرینسیپ زندگی کرده اییم و در مقابل از مهمانداری مردم ترک برخوردار بوده اییم ...اما درباره آن گروه به اصطلاح پناهنده در سال 1997 که بعد از اخراجشان در کمپ بالقوس اقامت گزیدند نکته ای که قابل بررسی است که آن گروه درکمپ رویه سابق خود را دنبال کردند چنان شرایطی را ایجاد کرده بودند که موجبات نفرت وعصبانیت مردوم کمپ را ایجاد کرده بودند. ودر نتیجه بی حرمتی آن گروه باصطلاح پناهنده موجب شد که مردم محلی کمپ نزد مقامات امنیتی کمپ وفرمانداری شهر سمیل علیه آنها شکایاتی تقدیم کرده بودندکه بیشتر ساکنان  اهالی دهات بادینان و از عشیرت نروه ای بودند که مردمی مومن وباشرف به شمار می آمدند اماآقایان موردتایید دمکرات مقیم کمپ موجب نارضایی آن مردم خوب وساده شده بودند هر روزمشکل وفتنه سرکشی وشب زنده داری واعمال خارج ازعرف و شرع و انسانیت واهانت به فرهنگ مردم محلی متاسفانه آن حرکات جزء فرهنگ همیشگی آنها بود برای نمونه روزی شخصی از میان این گروه فتنه جوکه ازاهالی اورامان بود وازوابستگان قدیم دمکرات یکی ازساکنا ن ایرانی کمپ را که آدمی دست تنگ هم بود و فقیر زیررگبار  چاقو گرفت یک ماه مرد جوان بیچاره تحت معالجه دکتر بودومتعاقب شکایت وپرونده سازی در اداره پلیس شهرسمیل شخص ضارب وتبهکار تعهد داد درصورتیکه به اروپا مهاجرت کند مبلغ 700دلار جهت خسارت برای شخص مضروب بفرستد درحقیقت آنان مردمی سرکش ونامتعادل بودند دریک نگاه وبررسی این تیپ از پناهندگان به این نتیجه خواهی رسید که کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در ترکیه چه فاکتورهایی برای قبولی پناهنده دارد و اگر میخواهید به حقانیت گفته های من باور پیدا کنید توصیه می کنم به شهر سمیل در کردستان عراق که شهری در10 کیلومتری کمپ بالقوس ودر استان دهوک میباشد مراجعه فرمایید وبامقاماتت پلیس آن شهر و مقامات کمپ بالقوس درارتباط با حوادث سالهای 1997 الی 1998 که به آن گروه باصطلاح پناهنده می باشد پرس وجونمایید متوجه خواهید شد .شاید تحت تاثیر عواملی از اینگونه باشد که در تاریخ 5/2005 اطلاعیه ای در سایت پناهجو دررابطه با وضعیت وسرنوشت نهایی پناهندگان شمال عراقی اعلامیه ای پخش شد که بعد از توضیح تاریخچه آنها اینطورارزیابی کرد که چون این پناهندگان مردمی بیسواد وخطرناک می باشند بنابراین نباید به خارج فرستاده شوند. بلکه بعنوان اتباع خارجی وبرخوردار ازحق کارکردن در ترکیه بمانند  . ملاحظه می فرمایید که گروه 1200 نفری شمال عراقی در ترکیه قربانی سیاست های دوگانه دمکرات دررابطه با پناهندگان شده اند یعنی باصطلاح تر وخشک با هم می سوزند .باند مافیایی اقتدارگرای دمکرات در سال 1996 با خلق یک سناریو به منظوردخالت کردن در امور پناهندگی استفاده کلانی برد سناریو به شیوه زیر اجرا شد در همان سال گردانی از ارتش ایران ازسوی حدود کردستان ایران وارد کردستان عراق شد به طرف شهر کویه اقامتگاه دمکراتها پیشروی کرد این گردان از جانب تپه ها وکوهها اطراف شهر کویه از جمله بلندترین کوه منطقه کوه هیبت سلطان اقامتگاه دمکراتها را در کویه محاصره کرده بطوریکه اقامتگاه مرکزی زیر تیر رس کامل آنها بود واقامتگاه رازیر رگبار کاتیوشا وتوپ گرفتند اما از عجایب تاریخ نظامی این است که در مدت 48 ساعت توپ باران به کسی در آن اقامتگاه آسیبی نرسید وحتی قطره خونی از بینی رهگذری درمحوطه اقامتگاه هم جاری نشد .بر اساس معادلات نظامی این غیر ممکن است مگر اینکه سناریوی در کار باشد .اما نتایج این سناریو صرفنظر ازبهره برداری سیاسی وفریب اعضا وهواداران دمکراتها موفق شدند سناریوی پناهندگی را جلودرب یوان در شهراربیل تکمیل نمایند این متد جدیدی است در مبارزه وجنگ آیا هدف نهایتا ترتیب دادن اردویی از پناهنده جلو درب یوان اربیل آنهم در کردستان آزاد جاییکه ملیتاریسم کرد حاکم است .در شرایطی که اتفاق زیادی هم در شهر کویه وارطراف اقامتگاه مرکزی دمکرات نیافتاد زیرا بعد از یک هفته بدون اینکه آب از آب تکان بخورد دمکراتها به مکان اولیه خود در کویه مراجعت کنند ونتایج آن جنگ زرگری این بود که باند مافیا در حضورتنی چند از مقامات حکومت منطقه ای کردستان درشهرسلیمانیه سندی را بافرماندهان سپاه ایران امضا کردند. و متعهدشدند بدون سروصدا کما فی سابق در خانه پدری خود پشت کوه و درشهرکوِیه اقامتگاه همیشگی به زندگی خود ادامه دهند در واقع نیازی به امضای سند هم وجود نداشت چون سالهاست این باند بی سروصداودر شهر کویه در کنارگوش رژیم جمهوری اسلامی به حیاط خود ادامه می دهند اینجا سوالی که مطرح است که چرا یک گردان ازسپاه پاسداران ایران دورکردستان رازده تا خودشانرا به شهر کویه برسانند صرفا جهت توپ باران دفتر دمکرات آنهم بدون اینکه خون ازبینی کسی بریزد ویا جایی خسارت ببیند چرا ارتش مذکور پایگاههای کومله را که در شهر سلیمانیه ونزدیک مرز ایران بود توپ باران نکرد نیازی هم به اینهمه راه پیمودن نداشت .اصولا رژیم ایران مخالف سرسخت اوپوزسیون رادیکال است تاگروههای عشایری در این سناریو هررازی که باشد بهتر است بزرگان بدانند و..... روشن است که اعضا وهواداران حزب مذکوراز فراست برخوردار بوده وآخر واول سناریو را ارزیابی کرده بودندبهمین دلیل همه ترجیح دادند جلودرب یوان شهر اربیل تحصن نمایند و فرار رابر قرار ترجیح دهند وبار دیگر قربانی این قبیل سناریوها نشوند .این روش همیشگی باند مافیا ی دمکرات است تا در سرنوشت پناهندگان دخالت کنند همانطور که امروز در نهان وآشکار بدنبال فرمولی است که بطور جدی مانع از رفتن پناهندگان شمال عراقی در کشورترکیه به کشورثالث شوند. خوانندگان محترم این کتاب رابر اساس زمینه علمی نوشته ام و مجموعه مقالاتی هرچند مختصر که با توجه به شرایط محدود پناهندگی در کتابی کوچک تهیه کرده ام . مطابق با الگوهای تاریخی است .زیرا باعلم اجتماع مناسبت ویژه ای دارد . درواقع اجتماع انسانی به  مثابه پیکری است که انسانها اجزای آنند .همچنانکه در علوم برای شناخت ماده ترکیبات آنرا تجزیه می نماییم در تاریخ هم برای بررسی زندگی اجتماعی وسیاسی و اقتصادی اجتماع ویا در مجموع بررسی تمدن وفرهنگ بشریت باید خلقت های انسانی افرادوطبقات انسانی را مورد بررسیقرار دهیم این همان کاریست که من دراین کتاب به آن پرداخته ام .وقتی چنگیز خان مغول را بررسی می نماییم صفحاتی ازتاریخ کشورگشایی وحشی گری ستم کاری وویرانی رامی گشاییم . چنگیز خان به مثابه الگوی آن دوره از تاریخ است ووقتی زندگانی انسانی بزرگ را بررسی می نماییم  صفحاتی ازتاریخ انسانیت و تمدن را گشوده ایم وخصلت های خوب انسانی . پاکدامنی .درستکاری .امانت .انساندوستی ووطن دوستی دریک انسان بزرگ ویا انسانها درمجموع این نمایانگر دوره ای ازتاریخ درخسان ملتی است ر  زندگی مردان بزرگ .دراینجا تلاش من این است شخصیت انسانی گردانندگان حزب دمکرات کردستان ایران جزبه جز تحلیل نمایم واین به معنی بررسی تاریخی دوره ای ویژه از حیات سیاسی حزب مذکور است .تاحساب ملتی متمدن وبزرگ ازحساب تشکیلات مافیایی مجزا نمایند .که تاریخ ملت کرد تاریخ درخسانی است با الگوهای انسانی . دوستان ارجمند بررسی های من عمیقا تحلیل تاریخی دمکرات نیست که به عقیده من این حزب بعد از60 سال تغییرات وتحول ازیک حزب سیاسی به تشکیلات مافیایی تبدیل شده استکه علتش تصفیه کادرهای خوب ووفادار در حزب بوده. از اینرو اشاره منکوتاهومختصربه تاریخ وتحولات بعد ازانقلاب دمکراتیک خلق های ایران است ودراصل تحلیل علمی این باند که درحال حاضر در راس دمکرات هستند تحلیل این عوامل بر اساس جامعه شناسی وروان شناسی که یک تحلیل طبقاتی نیازی به بررسی آن نیست .اصولا دمکراتها دشمن مسایل انسانی هستند وانسانیت را ازدیدگاه امریکایها بررسی می نمایند وبه افکارانسانی تروریست می گویند مثلا خلق فلسطین از دیدگاه آنها تروریست است .البته اگرهم موارد را بررسی نمایم یعنی ازنکته نظرسیاسی وتاریخی نیاز به نوشتن یک دیوان دارد .بنابراین مواردی چند از حوادث تاریخی رادر25 سال اخیر راروی کاغذ می آورم.تاجاییکه امکان دارد با دلایل محکم ومستند روشن می نمایم که دمکرات یک تشکیلات مافیایی بیش نیست که متاسفانه بعضی ها اینطور تصور می کنند که آن یک حزب سیاسی است وخود را مسیول حقوقی اکرادمعرفی می نماید .این طرحی است خیانت کارانه که در تاریخ ازنقطه نظر تاکتیکی مورد حمایت امپریالیستها میشود علیه منافع مردم درمنطقه .درواقع اینان تیمی تبهکارند که منافع شخصی وعشایری آنها دردرجه اول است نیرنگ بازند.تبهکاروزنا کارند ودارای افکارارتجاعی وپوسیده .من این خصوصیات بارز رادرگردانندگان دمکرات باپوست وخون لمس کردم .اصولا جزفرهنگ لاینفک آنهاست که نمونه به نمونه توضیح خواهم داد. تا خوانندگان متوجه شوند که اتهامات من به آنها بی پایه واساس نیست وناشی از کینه من هم نیست .اصولا با آنها زندگی کرده ام واگر می دانستم مردمی خوب ووطن پرست ومبارزهستند قطعا کینه شخصی راکنار می گذاشتم وآنرا فدای اصول می کردم اگر هم تصور می نمایید که دمکراتهاوطن دوست ومبارز هستند بدون شک رژیم ایران به آنها قدری اهمیت می داد وآنقدر بی قابل در شهر کویه اجازه اقامت به آنها نمی داد آنهم در بیخ گوش خود.آنهم در شرایطی بوده که دولت ایران با دولت منطقه ای کردستان درشهرسلیمانیه رابطه بسیار حسنه ای داشته ودارد.دراصول دولت ایران بادولت فعلی عراق رابطه ویژه دارد .همانطورکه ازنفوذ خوداستفاده کلانی درجنگ امریکا وعراق نمود وآن قلع وقمع سازمان مجاهد ین خلق ایران که تنها اپوزسیون سرسخت عیله رژیم ایران بود.ملاحظه می فرمایید که همه آن تشکیلات در چارچوب یک سیستم قرنطینه ای در عراق و حتی خارج از عراق قرارگرفت البته با حمایت محافل امپریالیستی مسلما اعضا وهواداران حزب دمکرات وقایع تاریخی را بخوبی ارزیابی می کنند .جای دارد انتقادی ازدفترسیاسی رهبری انقلابی دمکرات داشته باشم که البته در شرایط فعلی منحل شده اند درگذشته این تشکیلات راه خود را ازباند مافیا جدا کرده بود وبه خاطر آن ازهرطرف تحت فشاروکینه ورزی بود که نهایتا ازروی یاس وشرایط بد اقتصادی دومرتبه به باند مافیا پناه آورند .اگرچه در پایان این انحلال نتوانستند برای همیشه نزد باند مافیا احساس امنیت کنند وهمه یا متواری یا باز نشسته شدند .امید این است که رفقای رهبری مبارز دمکرات که در اروپا زندگی می کنند همه حوادث آن زمان را قبل از انحلال وبعد از انحلال وهمچنین علل متواری شدنشان را بنویسند و پرسشهای زیادی که بی جواب مانده است پاسخ دهند البته درگذشته کسانی مثل آقای جلیل گادانی کتابهایی نوشته اند ولی همه ظاهر مسایل بوده وسطحی نه محتواوافشای حقایق . عملا مسایل را علمی بررسی ننموده .امری بدیهی است که بشریت از آغاز بنیاد تمدن وزیر بنای حیات سیاسی خود به مسایل انسانی وا یدیولوژی فکرکرده است وتاریخ این امر را ثابت می مکند که تشکیلات سیاسی می بایست بنیادشان بر اساس افکار انسانی استوارباشد واگر از ایدیولوژی های انسانی بدورباشند درواقع میخ را بر تابوت حیات سیاسی خود زده اند وبسوی انحلال گام برمی دارند زیرا در خانه دشمنی با م زیر سوال ببرم دراین مقاله کوچک نمی گنجد .به چند نمونه اکتفا خواهم کرد .اگردمکرات  را ازنگاه تبهکاری بررسی نمایم رویداد آقای اکرم فیروزی که اهل شهر بانه وازپیشمرگه های قدیمی دمکرات است کفایت می کند که نامبرده مدتی دمکرات را رها کرده وبه کردستان ایران برمی گردد منتهی علی رغم توبه وگرفتن امان نامه دست ازخوی تبهکاری برنمی دارد وبهمراه فردی باسم نصراله محمد باپیرازاهالی شهر سقزکه فردی ثروتمند وقاچاقچی هم بود درشهر بانه تشکیلات شهری وابسته به باند مافیا درست می کند که در حقیقت تحت نظارت وبه توصیه رحیم رحمانی (چه کو) مسیول امنیتی باند مافیا . این تیم را ارگانیزه می نماید که ازقبل هم تشکیلات امنیتی رژیم هم از آن اطلاع دارند .که این تیم باصطلا ح شهری دمکرات به اغفال وفریب مردم ساده می پردازد .وتنی چند ازاهالی روستاهای بانه وسقزرا فریب می دهند درواقع هدف اصلی آنها نه سیاسی بوده ونه مبارزه علیه رژیم برعکس درخدمت باند مافیا در شهر کویه وبا اطلاع مقامات امنیتی رژیم که تیم مذکور با سواستفاده از گروهی نا آگاه زمینه را برای کار قاچاق وثروت اندوزی ونهایتا اعمال حاکمیت مافیایی در شهر کویه .البته با پریدن روی نعش قربانیان این تشکیلات شهری باند مافیا به این شیوه ها اهداف خود را دنبال می کند .که در مرکز شهرها مشغول فعالیت سیاسی هستند .ولی نتایج شوم این باند بازی این بود که آقای اکرم فیروزی مام اعضای تیم را به دام نیروهایی امنیتی رژیم می اندازد .چون آقای اکرم فیروزی ازقبل امان نامه دریافت کرده از کوزه هرچه تراود که دراوست . به این ترتیب نامبرده گروهی ازمردم بیچاره وساده لوح وبی خبر از همه چیز را بدام نیروهای امنیتی رژیم می اندازد .وخود آن جناب با پول زیادی که متعلق به نصراله محمدباپیر .ودرواقع دست آورد تشکیلات بوده به شهر کویه می گریزد که در واقع پایان انحلال تشکیلات شهری تحت نظارت رحیم رحمانی(چه کو) .وپایان سناریویست که توسط باند مافیا در کویه طرح ریزی شده بود .اما سرانجام آن زندانیان بیچاره ای که اکرم فیروزی آنها را بدام انداخته بود. آقایان ملا غریب ورئوف سلیمی شرمله صلا ح رحیمی که بنظر می آید همه اهالی شهر بانه می باشند .همچنین کسانی دیگر که من فعلا آنها را نمی شناسم .اشخاص مذکور مثل ملا غریب که حالا در قید حیات است بعلت آزار وناراحتی وشکنجه درزندان دچاربیماری روانی شده است صلاح رحیمی بهمین شکل بیمار است ورئوف سلیمی شرمله پدر5فرزند جان خودش را بخاطر منافع مالی باند مافیا ازدست داد.اما سرنوشت اکرم فیروزی ونصراله محمد باپیر در مورد اکرم فیروزی که سردسته تشکیلات بود بعد ازپایان ماموریت به کویه پایگاه مرکزی دمکرات می گریزد وبه چه کو پناه می برد یعنی به حضور اربابش این در شرایطی است که ملا غریب وصلا ح رحیمی وبعضی دیگر از شاکیان که درقید حیات هستند علیه خیانت واهانت آقای اکرم فیروزی باارائه سند راپورت حوادث اتفاق افتاده را به مرکز دمکراتها در کویه گزارش می دهند وازقبل روشن نمودند که چطورتوسط اکرم فیروزی به دام افتاده وبه روزسیاه نشسته اند.اما پند تاریخ اینست که باند مافیا درکویه روی حقایق سرپوش می گذارند وازطرفی اکرم فیروزی را ازدیددمکراتها پنهان می نمایند وهمه ازوجوداواظهار بی اطلاعی می کنند.اما اینطورنبودغیابا اکرم فیروزی پول زیادی را به باندچه کوتحویل داده بودو.... وقضاوت را برای خوانندگان می گذارم .که آیا هدف ازتشکیل تیم شهریدر شهرهای کردستان چه می تواند باشد؟ که بدون تردید همه مردم منطقه از این حوادث ونظیرآن مطلع می باشند.نمونه تبهکاری دیگر :داستان اعدام 15 جوان مهابادی در سال 1359 درمهاباد نام یکی ازآن اعدام شدگان ابوبکررحیمی که خانه پدری  اودرجنب رودخانه یرغومهاباد بود .اما ماجرای این اعدام شدگان : تنها گناه این تیم 15 نفری عقاید شان بود که مخالف دمکرات بودند بادیدگاه مذهبی ومستقل ازرژیم ایران عمل می کردند وهیچ رابطه ای هم باارگان های رژیم نداشتند .

اما تبهکاران دمکرات توطئه ای ناجوانمردانه برای آنها طرح ریزی می نمایند وباترتیب اسناد جعلی بر این اساس که علیه رژیم ایران فعالیت می کنند .همه رابدام نیروهای امنیتی درشهرمهابادمی اندازند وسرانجام همه آنها به توطئه دمکرات اعدام می شوند .بعدها رژیم اعلام می کند که ناشی ازیک اشتباه سیاسی .امنیتی وقضایی بوده است .از25 سال پیش باند مافیای دمکرات از این قبیل تبهکاری ها را در حیات سیاسی وتاریخی خود در ابعادوسیعی ثبت کرده است .ازجمله ماجرای توده ای ها درکردستان که بسیاری ازکادرهای درجه یک آنهاکه زمانی نزدیکترین متحدان دمکرات بودند .توسط خوددمکراتهابدام نیروهای امنیتی ایران افتادند.برای نمونه: ازمهندس محمود چلبی جوان بی گناه وبسیارمحترم ومردم دوست مهابادی که دمکراتها برایش توطئه می چینند ومدت 7 سال درزندان ارومیه می ماندوآزاروشکنجه زیادی می کشند .باند مافیای دمکرات در مدت 25 سال در اینگونه مواردبسیار حرفه ای وتجارب گرانبهایی دارد.برای نابود کردن مخالفین خودراازاین شیوه های غیرانسانی وغیراخلاقی استفاده می کند.بادست آویختن به رژیم مخالفین خود را نابودمی کند که بایدپیرامون این موضوع مقاله ای جداگانه نوشت.  بخواهیم ازدیگر خصوصیات زشت سران این باندبحث کنیم .قضیه زناکاری در میان آنهاست که این عمل نزد آنها بسیارعادی وشنیدنی است.در واقع جزفرهنگ آنهاست که درکردستان زبان عام وخاص است .من بدلیل اخلاقی مایل نیستم دراین موضوع زیاد وارد بحث شوم.به مثابه حکایات هزاریک شب است.فقط به یکی دونمونه اشاره می کنم که در واقع ازهزاران مورد تجاوزمی کند وباید کتابی جداگانه درباره آن نوشت .به داستان خانواده تیمورمصطفائی باجناق آقای محمدنظیف قادری که دردفترسیاسی مافیا نفر پنجم محسوب می شودوخودآن ذات هم عضوکمیته مرکزی حزب است .داستان این شخص وهمسرش شنیدنی است.رابطه نامشروع همسر این آقا بایک پیشمرگه سنندجی که وقتی موضوع برملا می شو.قصداعدام            آن پیشمرگه رادارندکه بنا به توصیه پدرمافیاازاعدامش صرفنظرمی کنند ومی فرمایند:ماچنین دستوری درقوانین خودنداریم ونتیجه معکوس خواهدداشت.زیراهمه متوجه موضوع خواهند شد.اصولا زنا نزدآنها امری مشروع  است.زیرامغایر باپرنسیب آنها نیست .نمونه دیگر: ماجرای بسیار شرم آور محمد نظیف قادری ورحیم رحمانی (چه کو) درسال 1993 که درشهر سلیمانیه اتفاق افتاد.من روزی درفترکمیته شهر سلیمانیه متوجه بروز آن ماجراشدم ودیدم که چگونه آقای محمد نظیف قادری که آن موقع مسئول کمیته شهر سلیمانیه بود.به اتفاق رحیم رحمانی (چه کو) رئیس پلیس باند مافیا همسر یک پناهنده کرمانشاهی رااغفال کردند این در شرایطی بود.که آن زن وشوهرجوان کرمانشاهی به آنها پناه آورده بودند .بطورکلی من ازعلل فرارآنها ازایران اطلاع نداشتم .اما به هرترتیب که باشدبه حزب دمکرات پناه آورده بودند.ولی آن دوذات ازمشکلات وضعف آن خانواده بسیارناجوانمرانه بهره برداری کردند .ملاحظه می فرمایئد که چه کسانی بعنوان مبارز ودمکرات این تشکیلات رارهبری وهدایت می نمایند وبه چه مناسبتی مردم روستا نشین به آنها اعتمادمی کردند ومجبور به پذیرایی ازآنها بودند.جادارد به سخنان آقای کوریس کوچیرا روزنامه نگارونویسنده ومحقق فرانسوی که در مسائل خلق کرد تحلیل گر برجسته ای است درضمن دوست خلق کرد هم بحساب می آید اشارتی بکنم : ایشان در کتاب مبارزات 100 ساله خلق کرد در تاریخ معاصر درجایگاه یک تحلیل گر مستقل بسیار کنجکاوانه وازدیدگاه علمی رهبری تقلیدی خلق کرد را تحلیل می نماید .ومی گوید: اگر از شخصیت سیاسی این رهبری بگویم وملا حظاتی  هم به آن داشته باشم این رهبری دریک سیستم عشایری خود را می نمایاند .واگر ملاحظات را کنار گذاشته ازعشایر پائین تر وبه مثابه تیم تبهکاران آنرا بررسی می نماید .آقای کوریس کوچیرا به تمام مناطق کردنشین مسافرت کرده است .وباهمه رهبران کرد مصاحبه وگفتگوکرده است. وقت زیادی را هم صرف مطالعه مشکل سیاسی خلق کرد کرده است .ونتیجه می گیرد که اگر اکراد از افکار عشایری دور شوند نیروی واقعی خود رامی یابند .وبااین تحلیل عمیق ومنطقی نقاط ضعف وقوت اکراد رابررسی می نماید .
دردوسال گذشته که امپریالیست عراق را اشغال کرده است رهبری پوشالی دمکرات بخود آمده است گویی ازخواب زمستانی بیدارشده ازحرکات وجابجائی های عجولانه در کردستان عراق وهمچنین حرکات مذبوحانه درخارج بویژه درامریکا که نمایندگان آن باند بادست پاچگی زیاده ازحد صحبت می کنند.وگفتگودرباره طرح نوین یا باصطلاح طرح استراتژیک جدید آنها گزارش پشت گزارش تصمیمات اتخاذیه جدید بزرگ نمایی .خودشیرین کردن نزد امپریالیست ها .وتبلیغات دروغین .تمام این هیاهوهای مضحک بخاطر چیست؟
بقول معروف برادرمن تنها هدف دستیابی به دلار وسهمیه ای کوچک ازجینوسایددرعراق آنهم بنام آزادی واین باند مافیا وبی مقدار اینطور تبلیغ می کنند که باید ایران هم به روزگار عراق بیافتد این آقایان وبیچاره ها گناهی ندارند زیرا ازسیاست وتاریخ ملتها چیزی نمی فهمند سالهاست اینطور نجوامی کنند که گویاقصد امریکا از اشغال افغانستان وعراق درحلقه محاصره قراردادن ایران است .وسالهاست تکرار می کنند که امروز یافردا ایران هم اشغال خواهد شد برای روشن کردن ذهنیت این عقب افتادگان کندحافظه لازم است که کمی توضیح بدهم تا ذهنیتشان باز شود : آقا اشغال افغانستان وعراق درنهایت به نفع رژیم ایران تمام شده است .درواقع هم پیمانان فکری وسیاسی ونظامی رژیم ایران درافغانستان وعراق حاکمیت را ازآن خودکرده اند .ودراین بازی شطرنج ایران نقش موثری دارد .
مجاهدین دشمن سرسخت کنار گذاشته شد .التبه باید این موضوع را ازذهن خوددورنکنیم که علی رغم معادلات پیچیده در منطقه. مردم خاورمیانه بخود آمده واتحادی دمکراتیک درشرف تکوین است فقط آن دسته ازگروههایی که حلقه بگوش ونوکرند به حاشیه رانده شده اند .حتی تئورسین های جنگ در امریکا خود ادعا می کنند . که قصد آمدن به منطقه تغییر جهت پروسه تاریخ نیست .مثلا آن پادشاه 90 ساله افغانی را با دهول وزرنا به ا فغانستان آوردند که تاج شاهی بر سرش بگذارند اما نشد.چون متعلق به موزه ها بود این رویداد در افغانستان نیاز به تحلیل دارد.قابل فهم نیست که شما مغزهای کوچک به چه نحوی مسائل را تحلیل می کنید .اگرهم روزی فرا برسد که امریکا به ایران حمله کند .که به عقیده من ممکن نیست چیزی عاید شما نخواهد شد .بهتر شما بخود بیائید .البته احتمال دارد که شما ازاین بازارسیاه مقداری دلاردریافت کنید .اتحاد شما با امپریالیزم اینقدر فایده دارد همانطور 25 سال قبل مقداری پول دریافت کردید.که با آن پول شهر کویه را آبادان کرده اید.بویژه کاروبارقصاب های شهر کویه درسایه خرید شما سکه است.برای همین مردم شهر کویه ازحضور شما استقبال می کنند .وماندن شما را درشهرشان به مثابه یک بورسه اقتصادی می نگرند .
وسخن دیگر تحلیل حزب دمکرات دررابطه باجنگ ایران وعراق دمکراتها ادعا می کنند وهمیشه وردزبانشان هم هست که گویا درجنگ ایران وعراق بنفغ دولت عراق وارد جنگ نشده وپروتکلی دراین رابطه بارژیم بعث امضا نکرده بود .اما همه این تبلیغات دروغ است وفقط ادعا .زیرا دمکرات اگر بنفع رژیم بعث وارد جنگ می شد .ازدرستکاری آنها نبود .بلکه برعکس ازترس حضور نیروهای پیشمرگه اتحادیه میهنی کردستان وحزب دمکرات کردستان عراق بود .که سرانجام هم تاآخر نتوانستند بی طرف بمانند .وتحت هر بهانه ای هم که باشد واردجنگی خونین با حزب دمکراتکردستان عراق شدند .آنهم حزب همزاد خود .البته بفرمان رژیم بعث عراق در واقع باند مافیا تاریخ سیاهی دارد در جنگ با  ودیگراپوزسیون های ایران در خاک ایران وعراق .بویژه قتل عام وترور بسیاری ازمخالفین رژیم ایران در شهرهای کردستان عراق حتی به سلطنت طلبان که دسته های ضعیف وچند نفره بودند ترحم نکردند آقای دکتر وزیری وهمراهانش را در شهرسلیمانیه ناجوانمردانه ترور کردند .بسیاری ازچپگرایان مبارزین فارس وترک وکرد را ازپای درآوردند .درواقع همیشه دشمن سرسخت نیروهای رادیکال بوده وهستند ودرشرایط فعلی همین سیاست مشکوک رادنبال می نمایند ازجمله تعرض آنها به اعضا وهواداران حزب کمونیست کارگری درشهر اربیل بویژه در سالهای اخیر .وآنچه در این رهگذر درس عبرت است .که اگرروزی دمکراتها به قدرت برسند چه رفتاری با مخالفین خود خواهند داشت که نیروهای رادیکال ومترقی دراین باره باید بخوبی بیاندیشند بویژه که ازسال 1992 تا به امروز شاهد رویدادهای سیاسی واقتصادی ونظامی واجتماعی در کردستان عراق هستید و می دانید که نیروهای حاکم در منطقه نیروهای رادیکال مخالف خودراتحمل نمی کنند واز سال1992 تا به امروز درشرایط جنگ بسربرده اند.... 
 

ادامه دارد

  ارسالی: بیوران

 

* نام و نام خانوادگی :
* آدرس ایمیل:
موضوع پیام:

*پیام:


1000 کاراکتر 1000 کاراکتر 1000 کاراکتر 1000

    

 

آخرین مطالب ارسال شده
:: وقایع پاوه به روایت برادر شهید چمران
:: آیا قاسملو هم مزدور رژیم بود؟! واقعیت هایی تکان دهنده از زبان ملاحسن رستگار
:: "22 تیر، صفحه ای از تاریخ ، بهانه ای برای قهرمان سازی"
:: بیست و یکمین بیست و دو تیر و تیر اثبات یک واقعیت
:: پخش دیار و نادیار در آُستانه 22 تیر
:: بی پرده با مسعود بارزانی در خصوص اشغال عراق
:: بارزاني: به سوالات مربوط به رابطه با اسرائيل پاسخ نمي دهم
:: تاول های برجای مانده بر چهره سردشت
:: گرد و غبار، جنین مادران باردار را تهدید می کند
:: واكنش پژاك به اعدام عبدالمالك ريگي
:: آمادگی کردستان برای صدور برق به شمال عراق
:: آمار تکان دهنده ازفساد درونی حزب دمکرات شماره 5 (کریم تؤبه کار)
:: راز یک جنایت: جمشید پیری، چیا
:: ترور رهبران حزب دمکرات کردستان در هاله ای از ابهام
:: قاضی محمد و برائت!
:: جلسه نقد کتاب عرفان قانعی فرد
:: بی اعتنایی دولت اقلیم کردستان در قبال حمله اسرائیل
:: اعدام 5 نفر و توضیحات دولت آبادی
:: تلاش اقليم كردستان براي موضع گيري سران عراق عليه ايران
:: حس مي‌کردم «فرمانده جنبش کردستان» هستم. عیسی پژمان
:: مصاحبه ای با غفور مصطفائی (پدر تیمور مصطفایی)- قسمت اول:
:: اعدام جوانان کرد، از واقعیت تا سوء استفاده احزاب سیاسی!
:: توضیحات دادستان تهران درباره فرزاد کمانگر و دیگر اعدام شدگان
:: لغو اعتصاب و شکستی دیگر در پرونده حزب دمکرات کردستان
:: اعدام 5 تن از اعضای پژاک و دلسوزی های حزب دمکرات
:: حزب‌دمکرات از رویای ملی‌گرایی‌ تا‌واقعیت اضمحلال
:: "دوله تو" زندان مخوف حزب دمکرات کردستان منطقه سردشت
:: حمله شیمیایی به سردشت
:: آواره جلالی، دستاورد جدید تیشک تی وی
:: برخورد منافقانه عضو دفتر سیاسی اتحادیه میهنی کردستان عراق
Code And Design By : diarunadiar.com