تبليغاتX
دیار و نادیار - قاسملو را بهتر بشناسيم. (بخش اول- مواضع و ديدگاه ها)
درباره ما
«کۆمه‌ڵه‌ی مافی مروڤی دیار»، به مه به ستی پشتیوانی دارایی و روحی و هه روه ها مافه کانی مروڤ له قوربانیانی ره‌شه‌کوژی و نه‌بوونی ته‌ناهی له ناو‏چه کوردنشینه‌کانی وڵات پێک هاتووه. هه موو بنه‌ماڵه یه‌کی قوربانیان له دوای پێوندی له گه‌ڵ ئێمه و پڕ کردنه‌وه‌ی فورمی ئه‌ندامه‌تی ده‌که‌ونه ژێر داکوکی دارایی و روحی کۆمه‌ڵه که‌مان.
به‌سوپاس له‌بنه‌ماڵه‌ی شه‌هیدان که ئێمه‌ی له‌ دابین کردنی بابه‌ت و نێوه‌رۆکی سایت یاری ده‌که‌ن و پێزانین له نووسه‌ران: قوربانی تێرور، روژهه‌ڵات تایمز، تاوانه‌کان، سارا بازیچ، قه‌ند‏چی، هوشمه‌ند و هه‌موو ئازیزانی دیکه‌ش.
ناوه‌ندی زانیاری کۆمه‌ڵه‌ی دیار.
پیوندها
لوگوی شما




لینک ها
عکس روز
سخن روز
امکانات

لوگوی ما ! تماس لینک به ما ! áíä˜ RSS

آمار بازدید :
کاربرآنلاین :

قاسملو را بهتر بشناسيم. (بخش اول- مواضع و ديدگاه ها)

 

در شناخت يک گروه تروريستي عوامل متعددي از جمله نقش،‌جايگاه و مواضع رهبران آن دخيل هستند. با نگاهي به زندگي مستند و مبتني برواقعيات آنها جزئياتي براي آن دسته از خوانندگاني که اهل پژوهش بوده و مايل نيستند هر واقعه و رويداد تاريخي را با چشم بسته بپذيرند،‌جاي تأمل دارد. در ادامه مقاله زير که عمده محتواي آن برگرفته از مصاحبه با احسان هوشمند است در خصوص حزب دمکرات کردستان است. به خوبي شخصيت اين رهبران و مدافعين دروغين خلق کورد را خواهيد شناخت.

"بعد از شكست جمهوري مهاباد و اعدام قاضي‌ها و بعد از موفقيت حكومت مركزي و اقتدار نظامي‌ها و آرامشي كه برقرار مي‌شود, عملاً فعاليت‌هاي حزب دموكرات از بين مي‌رود و فعاليتي باقي نمي‌ماند و اين در حالي است كه بسياري از اعضاي حزب دستگير ‌شده يا فرار كردند و خصوصاً به عراق رفتند.

   گرچه به‌عنوان شعبه‌اي از حزب توده ـ همان‌طور كه غني بلوريان در خاطراتش مي‌نويسد و قاسملو هم اشاراتي به اين مطالب دارد و اسناد ساواك كه بعدها توسط وزارت اطلاعات تحت عنوان «چپ در ايران به روايت اسناد ساواك» (جلد اول) منتشر مي‌شود ـ كم‌كم به‌نام حزب توده، فعاليت‌هاي مقطعي شكل مي‌گيرد. در جريان ملي‌شدن صنعت نفت اين فعاليت‌ها به اوج خودش مي‌رسد، بعد از كودتا مجدداًَ از اين فعاليت‌ها كاسته مي‌شود. چون باز هم فضاي كشور سنگين‌ شده و البته در اين حول و حوش در درون حزب هم درگيري‌هايي به‌وجود مي‌آيد كه اعضاي حزب نسبت به هم بدبين مي‌شوند.  در همين زمان, بعد از كودتا ـ اوايل دهه چهل در سال 1343 ـ بيانيه اي ازسوي حزب دموكرات منتشر مي‌شود و افرادي را به‌عنوان خائن به مردم كرد كه با دولت مركزي همكاري داشته‌اند معرفي مي‌كند؛ ازجمله وهاب بلوريان مهابادي كه عضو كميتة حزب دموكرات در سال 1334 و 1335 بود (برادرِ غني بلوريان متهم به تسليم‌كردن ليست اعضاي حزبي به سازمان امنيت بود) و در آن اطلاعيه عبدالرحمن قاسملو نيز متهم به عمل مشابهي مي شود قاسملو و بلوريان دستگير مي‌شوند و قاسملو سريعاً آزاد مي‌شود. البته منابع مكتوب امروز وزارت اطلاعات مي‌گويند قاسملو به علت همكاري و انتشار اسامي قابل توجه تعداد زيادي از اعضاي حزب, آزاد مي‌شود, ولي غني بلوريان تا سال 1357 در زندان مي‌ماند، درسال 1343 كه كنگره دوم حزب دموكرات كردستان ايران به كمك ملامصطفي در كوي سنجاق عراق تشكيل مي شود و عبدالله اسحاقي با نام مستعار احمدتوفيق است به عنوان دبيركل حزب انتخاب مي‌شود و در همان‌جا پيشنهاد اخراج عبدالرحمن قاسملو به دليل خيانت به جنبش خلق كرد و همكاري با ساواك مطرح مي‌شود. پيشنهاد قبول مي‌شود و قاسملو از حزب و عراق اخراج و روانة كشور چك مي‌شود. در شهر پراگ به تحصيلاتش ادامه مي‌دهد و ظاهراً با يك خانم چك ازدواج مي‌كند. بعدها وقتي ملامصطفي, احمد توفيق را زير فشار مي‌گذارد و تبعيدش مي‌كند, قاسملو برمي‌گردد و رهبري حزب را به‌دست مي‌گيرد. يكي از نكات قابل توجه در آن دوره اين است كه به هر حال حزب دموكرات در اين دهه شديداً به بارزاني وابسته مي‌شود و چون بارزاني با شاه قرارداد دوستي بسته, عليه قاسملو. و عليه كمونيست‌ها و بعدها عليه بعثي‌ها. به هر حال در اين حوزه بارزاني تعدادي از فعالان كرد ايراني را دستگير و حتي به اشارة برخي منابع, اعدام مي‌كند.  در رأس آنها سليمان معيني و نيز ملاآواره قرار داشته‌اند كه جسد ملاآواره پس از اعدام به نيروهاي ايراني مستقر در مرز (1347ش. 1968م.) تسليم مي‌شود. البته برخي كشته‌شدن اين افراد را به رژيم پهلوي نسبت مي‌دهند. كما اين‌كه در آن موقع حزب دموكرات در درون خودش با چالش‌هايي روبه رو بود ازجمله درگيري بين گروه احمد توفيق و گروه قاسملو البته غلبه ابتدا با احمد توفيق بود. زماني كه قاسملو اخراج شده و تعدادي از كردهاي فعال ايراني را هم اعدام كرده و به رژيم تحويل داده, طبيعتاً ملامصطفي مورد مخالفت برخي از كردهاي خودش و كردهاي ايراني قرار مي‌گيرد و با توجه به حمايت‌هاي مادي و تسليحاتي كه ايران از وي كرد, اعلام آمادگي هم كرده، كم كم نيروهاي بارزاني از احمد توفيق (يعني دبيركل حزب دموكرات بعد از قاضي) سلب صلاحيت مي‌كنند و او را به روستاي بارزان تبعيد مي‌نمايند. احمد توفيق, بعدها به نيروهاي عراقي پيوست و براي زندگي در بغداد, منطقه كردستان را ترك كرد و چند سال بعد در هاله‌اي از ابهام به قتل مي‌رسيد و هرگز مشخص نشد كه آيا به‌دليل اختلافات داخلي حزب دموكرات توسط حزب دموكرات به‌قتل رسيده يا توسط هواداران ملامصطفي كشته شده  و يا بعثي‌ها او را به قتل رسانيدند؟

غني بلوريان در خاطراتش به اين قضيه اشاره مي‌كند كه «قاسملو هم با رفتنش به چكسلواكي, احتمالاً با وجود گرايش‌هاي تندتر كمونيستي روابط مشكوكي با كمونيست‌ها برقرار مي‌كند.» البته معلوم نيست كه آيا به‌دليل اختلافاتي است كه بلوريان با قاسملو بر سر نحوة اداره حزب داشتند يا آن‌كه مبتني بر واقعياتي است؟ به‌خصوص كه بعد از اين كه قاسملو برمي‌گردد, در عراق به‌عنوان كارمند ادارة اقتصادي دولت عراق استخدام مي‌شود و با  اداره امور اقتصادي بغداد همكاري مي‌كند و ماهانه 300 دينار دريافت مي‌كند.

    مدتي پس از ايفاي نقش, قاسملو در عراق (به‌عنوان كارمند دولت) كه بسيار هم به عراقي‌ها نزديك بوده, در نزديكي‌هاي انقلاب گفته مي‌شود كه بعثي‌ها قاسملو را از عراق اخراج مي‌كنند. يكي از دلايل آقاي بلوريان اين است كه گذشته از نزديكي‌هايي كه به بعثي‌ها و حكومت عراق داشته, در عين حال جاسوسي‌هايي هم كرده و مداركي را در اختيار بلوك شرق قرار داده است. عراقي ها متوجه شده و اخراجش كرده‌اند. البته صحت و سقم اين مطا لب معلوم نيست.

 نكتة مهم اينجاست كه مردم كردستان همپاي تمام مردم ايران عليه رژيم پهلوي به پا مي‌خيزند, يعني در روزهايي كه هيچ خبري از حزب دموكرات و قاسملو و جريان‌هاي ديگر كرد نبود, مردم كرد گام‌هاي بلند خودشان را در جهت نفي حكومت پهلوي برداشته بودند. كما اين‌كه در مناطقي مثل پاوه، سنندج، سقز شهداي  فراواني را هم مردم كرد در راهپيمايي‌ها تقديم انقلاب كردند. به نحوي كه بسياري از رهبران انقلاب در آن‌وقت، آيت‌الله خميني و ديگران پيام‌هايي را خطاب به كردها، دراويش اهل حق و مرحوم‌مفتي‌زاده صادر نمودند كه در آنها از همراهي مردم كرد تشكر شده و با آنها ابراز همدردي و همدلي شده.بود. به صورت نمونه در تهران يكي از بزرگترين شهداي كرد كه مرحوم ماموستا هه‌ژار يا استاد شرفكندي هم براي او شعري سروده, مرحوم استاد كامران نجات‌اللهي اهل بيجار است كه در جريان درگيري انقلاب تير خوردند و شهيد شدند. در خود استان كردستان و استان كرمانشاهان در منطقه پاوه، به‌دست نيروهاي پاليزبان تعداد زيادي از مردم پاوه هم قتل عام مي‌شوند كه نمايندگان آيت‌الله صدوقي و آيت‌الله خميني آنجا حضور پيدا مي‌‌كنند و تسليت مي‌گويند.

   پس، قبل از اين كه احزاب كرد مجدداً در ايران شروع به حركت كنند، حركت مردم كرد عليه رژيم طاغوت شروع شد، كه البته احزاب برمي‌گردند و سوار بر موج اعتراضي مردم مي‌شوند و به دليل اين كه تشكل ملي فعالي كه تمام كشور را به‌طور حزبي پوشش بدهد نبوده, احزاب به سرعت وارد اين فرآيند مي‌شوند و البته همراهي مي‌كنند

 غني بلوريان رابطة قاسملو با عراقي‌ها را مشكوك مي‌داند. در سال‌هاي پاياني حضور قاسملو  در عراق, وقتي قاسملو از عراق اخراج مي‌شود, بلوريان مي‌گويد: «البته با وجود نزديكي قاسملو به عراق, ممكن است كه بنا به قول برخي از نزديكان قاسملو، وي براي كشور بلوك شرق هم جاسوسي كرده باشد.» من نمي‌خواهم بگويم كدام‌يك از اينها درست يا غلط است. صحت و سقم آنها را به آشكارشدن اطلاعات و اسناد واگذار مي‌كنيم.
له، همسر وي يهودي و اهل كشور چك بود. بلوريان تأكيد مي‌كند كه يهودي بودن همسر قاسملو هيچ‌گاه باعث نشد كه به او اتهام وابستگي به صهيونيسم يا اسراييل زده شود. ولي همة اينها نوعاً به هر حال قاسملو را گاهي در مظان اتهام قرار داده است.

پس از شروع جنگ تحميلي, در مهرماه 1359, و شروع سير جديد خيانت هاي قاسملو

 بعدها رابطه جمهوري اسلامي و صدام هم به جنگ تبديل مي‌شود و طبيعتاً جنگ براي طرفين زيان‌هايي را در بر دارد. اما حزب دموكرات به رابطه خودش با حزب بعث ادامه مي‌دهد. قاسملو در يكي از مصاحبه‌هايش با روزنامه آبزرواتور فرانسه (2/3/81 ) مي‌گويد: «عراق همچون ساير كشورها كمكش را به ما پيشنهاد كرد. اما ما فقط پيشنهادهاي محدود را با احتياط كامل مي‌پذيريم, از آن جهت كه به هيچ‌كس وابستگي نداشته باشيم.» در سال‌هاي بعد قاسملو مي‌گويد: «صدام به ما وابسته است ما باعث شده‌ايم تا بيست هزار يا شايد هم دويست‌هزار سرباز ايراني در جبهه كمتر عليه صدام وارد جنگ بشوند! چون آن سربازها در كردستان مستقر شده‌اند. عملاً توان نظامي جمهوري‌اسلامي پايين آمده و امروزه ما از تضاد ميان دولت‌ها به نفع خودمان استفاده مي‌كنيم.» البته به اين رابطه و نزديكي صدام و گروه قاسملو انتقاد مي‌شود. در حالي كه در همان زمانِ جنگ هم, دولت عراق به كشتار كردهاي عراق و بمباران كردستان ايران ادامه مي‌دهد. خيلي همراهي نمي‌كند و اشاره نمي‌كند كه چه تعداد از كردهاي عراق و ايران در اين كشتارها از بين مي‌روند. وقتي ماجراي حلبچه اتفاق مي‌افتد, آقاي قاسملو در مصاحبه با كل‌العرب (درتاريخ 17/3/1988 حملة شيميايي به حلبچه رخ داده)، تعداد زيادي از مردم آنجا تلف شده‌اند. بعد از تقريباً هفت ماه از بحران, هنوز قاسملو حاضر نيست بپذيرد كه عليه كردها در عراق از بمب شيميايي استفاده شده است. سؤال مي‌شود راديو بي.بي.سي از قول شما گفت كه عراق از سلاح‌هاي شيميايي استفاده كرده است. قاسملو مي‌گويد: «بنده اين خبر را تكذيب نموده‌ام. هنگامي كه از من دربارة كاربرد سلاح‌هاي شيميايي سؤال شد, پاسخ دادم كاربرد سلاح‌هاي شيميايي را به‌طور كامل مطالعه مي‌نمايم و بعد از مطالعه گزارش‌هاي هيئت اعزامي سازمان ملل متحد به شمال عراق، هيچ‌گونه نشانه‌اي دال بر استفاده از سلاح‌هاي شيميايي مشاهده نكردم و نظر به اين‌كه ما فاصلة بسيار نزديكي با منطقة درگيري‌ها داريم, اثري از اين سلاح‌ها مشاهده ننموده‌ايم.» اين در حالي است كه هفت‌ماه از آن فاجعة وحشتناك انساني كه 5000 نفر كرد در آن كشته شدند مي‌گذرد و ادامه مي‌دهد: «من نمي‌توانم دربارة چيزي كه نديده‌ام اظهارنظر كنم, ولي به رأي‌العين ديدم كه رژيم ايران دو بار از سلاح‌هاي شيميايي عليه كردها استفاده كرد. بار اول در 1982 و بار دوم در 1987 روزي كه حزب ما تأسيس شد, آنها با تمام قوا مقر اصلي ما را مورد هجوم قرار دادند و از سلاح‌هاي شيميايي عليه ما استفاده كردند. شايد گزارش بي.بي.سي اشتباه باشد. سؤالي كه مطرح مي‌شود اين است كه چرا فقط بي.بي.سي گزارش را منتشر كرده؟» به نظر بنده اين روش، روش مذبوحانه‌اي است. ما با عراق روابط دوستانه‌اي داريم. آنها مي‌خواهند روابط ما را خدشه‌دار كنند. من نمي‌خواهم كسي را متهم كنم, ولي برخي از گروه‌هاي كرد عراقي مفهوم و اهميت جنگ بين ايران و عراق را درك نمي‌كنند, ما به آنها بيشتر نزديك بوديم و مي‌دانستيم اگر عراق در جنگ پيروز شود, به نفع كردها تمام خواهد شد و چنانچه ايران بر عراق پيروز شود, سلاح خود را به طرف كردها نشانه‌گيري خواهد كرد.» و اشاره هم مي‌كند: «امروز وضع اقتصادي كردها بدتر از زمان شاه است و آن موقع وضع بهتري داشتند, ولي در شرايط كنوني رژيم فعلي در مسائل شخصي افراد دخالت مي‌كند. به‌طور مثال اگر بخواهي گوشت بخري و نياز روزمرة خود را برآورده سازي, بايد قبلاً از ملايان اجازه بگيري, چيزي كه در دنيا سابقه ندارد.» البته بنده به‌عنوان يك كرد با اين مسئله برخورد نكرده‌ام كه براي خريدن گوشت بايد از كسي اجازه بگيرم. اين حرف‌هاي قاسملو مبالغه به نظر مي‌آيد. شايد براي فرار از بحث جنگ شيميايي عراق است. در جايي ديگر هم قاسملو با «الدستور» مصاحبه مي‌كند و مي‌گويد: «وضع كردهاي عراقي خيلي بهتر از كردهاي ايراني است. در حالي كه مقامات ايراني اجازه نمي‌دهند كردهاي محلي كشور به زبان خود تكلم كنند، كردهاي عراقي از زبان و فرهنگ خود بهره گرفته و از مطبوعات و رسانه‌هاي تبليغاتي، مدارس و  وسايل ابراز هويت قومي برخوردار مي‌شوند.» اين درست بعد از كشتار در حلبچه و نابودي هزاران روستاي كرد در عراق است. در حالي كه اين اطلاعات غلطي است كه كردها در ايران حق تكلم و نوشتار ندارند. اگرچه در ايران رسميت آموزش در مدارس تصويب نشده است. باز هم قاسملو بعد از پذيرش قطعنامه در همان مصاحبه (3/10/88 ) مي‌گويد: «اولين قانون در دنيا كه موجوديت ملت كرد را با اين صراحت به رسميت مي‌شناسد, قانون عراق است. تفاوت‌هاي زيادي بين عراق و ايران وجود دارد. بر چه اساس مي‌توانيم با رژيم ايران گفت‌وگو نماييم؛ رژيمي كه موجوديت ملت كرد را به رسميت نمي‌شناسد. تا آنجايي كه من اطلاع دارم, رهبران عراق, مشكلات كردها را به خوبي درك مي‌كنند و اين يك امر اساسي براي توافق بين طرفين است. عراق تنها كشوري است كه زمينة مذاكره و تفاهم با كردها را فراهم ساخته است.» اين نشان مي‌دهد كه متأسفانه در اين رابطه براي قاسملو منافع كردها مورد نظر نيست, بلكه.منافع حزبي مورد نظر است.....

ادامه دارد.... 

     ارسالی: ه.ق از مهاباد 

* نام و نام خانوادگی :
* آدرس ایمیل:
موضوع پیام:

*پیام:


1000 کاراکتر 1000 کاراکتر 1000 کاراکتر 1000

    

 

آخرین مطالب ارسال شده
:: وقایع پاوه به روایت برادر شهید چمران
:: آیا قاسملو هم مزدور رژیم بود؟! واقعیت هایی تکان دهنده از زبان ملاحسن رستگار
:: "22 تیر، صفحه ای از تاریخ ، بهانه ای برای قهرمان سازی"
:: بیست و یکمین بیست و دو تیر و تیر اثبات یک واقعیت
:: پخش دیار و نادیار در آُستانه 22 تیر
:: بی پرده با مسعود بارزانی در خصوص اشغال عراق
:: بارزاني: به سوالات مربوط به رابطه با اسرائيل پاسخ نمي دهم
:: تاول های برجای مانده بر چهره سردشت
:: گرد و غبار، جنین مادران باردار را تهدید می کند
:: واكنش پژاك به اعدام عبدالمالك ريگي
:: آمادگی کردستان برای صدور برق به شمال عراق
:: آمار تکان دهنده ازفساد درونی حزب دمکرات شماره 5 (کریم تؤبه کار)
:: راز یک جنایت: جمشید پیری، چیا
:: ترور رهبران حزب دمکرات کردستان در هاله ای از ابهام
:: قاضی محمد و برائت!
:: جلسه نقد کتاب عرفان قانعی فرد
:: بی اعتنایی دولت اقلیم کردستان در قبال حمله اسرائیل
:: اعدام 5 نفر و توضیحات دولت آبادی
:: تلاش اقليم كردستان براي موضع گيري سران عراق عليه ايران
:: حس مي‌کردم «فرمانده جنبش کردستان» هستم. عیسی پژمان
:: مصاحبه ای با غفور مصطفائی (پدر تیمور مصطفایی)- قسمت اول:
:: اعدام جوانان کرد، از واقعیت تا سوء استفاده احزاب سیاسی!
:: توضیحات دادستان تهران درباره فرزاد کمانگر و دیگر اعدام شدگان
:: لغو اعتصاب و شکستی دیگر در پرونده حزب دمکرات کردستان
:: اعدام 5 تن از اعضای پژاک و دلسوزی های حزب دمکرات
:: حزب‌دمکرات از رویای ملی‌گرایی‌ تا‌واقعیت اضمحلال
:: "دوله تو" زندان مخوف حزب دمکرات کردستان منطقه سردشت
:: حمله شیمیایی به سردشت
:: آواره جلالی، دستاورد جدید تیشک تی وی
:: برخورد منافقانه عضو دفتر سیاسی اتحادیه میهنی کردستان عراق
Code And Design By : diarunadiar.com