تبليغاتX
دیار و نادیار - 22 تیر یا یادبود قاسملو؟
درباره ما
«کۆمه‌ڵه‌ی مافی مروڤی دیار»، به مه به ستی پشتیوانی دارایی و روحی و هه روه ها مافه کانی مروڤ له قوربانیانی ره‌شه‌کوژی و نه‌بوونی ته‌ناهی له ناو‏چه کوردنشینه‌کانی وڵات پێک هاتووه. هه موو بنه‌ماڵه یه‌کی قوربانیان له دوای پێوندی له گه‌ڵ ئێمه و پڕ کردنه‌وه‌ی فورمی ئه‌ندامه‌تی ده‌که‌ونه ژێر داکوکی دارایی و روحی کۆمه‌ڵه که‌مان.
به‌سوپاس له‌بنه‌ماڵه‌ی شه‌هیدان که ئێمه‌ی له‌ دابین کردنی بابه‌ت و نێوه‌رۆکی سایت یاری ده‌که‌ن و پێزانین له نووسه‌ران: قوربانی تێرور، روژهه‌ڵات تایمز، تاوانه‌کان، سارا بازیچ، قه‌ند‏چی، هوشمه‌ند و هه‌موو ئازیزانی دیکه‌ش.
ناوه‌ندی زانیاری کۆمه‌ڵه‌ی دیار.
پیوندها
لوگوی شما



لینک ها
عکس روز
سخن روز
امکانات

لوگوی ما ! تماس لینک به ما ! áíä˜ RSS

آمار بازدید :
کاربرآنلاین :

22 تیر یا یادبود قاسملو؟

22 تیر را باید سالروز قاسملو نامید یا بهانه ای در دست سران کنونی حزب دمکرات کردستان برای بالیدن به تاریخ و گذشته ای که هیچ تناسب و رابطه ای با آن ندارند. به راستی  قاسملو که بود؟ آیا هنر حزب دمکرات تابو سازی است یا واقعاً با یک رهبر کاریزمای همه فن حریف طرف بوده ایم؟  صرف نظر از دعواهای سیاسی ج.ا.ا و حزب دمکرات در آن زمان که هر دو طرف تلفات انسانی زیادی دادند، واقعاً از بزرگنمایی قاسملو چه کسی سود می برد؟ از نقد قاسملو چه کسانی ضرر می کنند؟ آیا یک انسان هرچند فرهیخته و بزرگمنش باشد باید به آن درجه قدیسی برسد که هتک حرمت و نقد عملکرد آن لطمات جبران ناپذیر برای فرد منتقد به دنبال داشته باشد. مانــس اشپرنر؛   در کتاب " جباریت " چنین می نویسـد :

مادام که: شـرایط و مناسبات زاییده اوهام و خرافات باقی است ``` ظلمت وکهنه پرستی هم دوام دارد ؛  کهنه پرستی وخرافات که فرد جاه طلب با اتکاء آن به جایگاه خدایی می رسـد ``` ازشرایطی برمی خیزد که نافی زندگی انسانی : (( آزادی وآگاهی )) است ؛  البته نیازدیگری هم وجود دارد که پاسخ به آن موجب تسهیل کار این(( جـاه طلبـی وغـرور )) میشود`  هرملتی به راهبروراهنما احتیاج دارد`  اینــکه: اکثررهبران فـریبکاراز آب درمی آینـد ؛  صدمه وخسرانی است که از رهگذر این احتیاج به مردم وارد می شود.

کارشناسان علوم سیاسی بر این باورند که در محیطی که سانسور زیاد است، تخیلات و اوهام و خرافه گرایی نیز زیاد می شود. باور کنید از عصر جمعه 30/5/88 تا 2/6/1388 حجم انبوهی از ایمیل ها برای سایت دیار و نادیار ارسال شد که آقا آیا واقعاً کشته شدن این نفرات حزبی صحت دارد؟ اگر هست چرا مسئولین حزب به ما اطلاع رسانی نمی کنند. چرا می گویند دروغ است و امکان ندارد همه آنها کشته شده باشند. ما به آنها پاسخ دادیم کافی است یک تلفن به اقوام و بستگانشان در سقز، کامیاران، سنندج و... بزنند و از کل ماجرا خبر دار شوند. در حالیکه کل کردستان بر این اخبار واقف است چه کسی از سانسور این واقعیات نفع برده و پس از اطلاع رسانی دیار و نادیار مجبور به پذیرش واقعیات می شود؟

از بحث خارج نشویم و به بحث قاسملو بپردازیم. قاسملو خوب بود یا بد، خدمت کرد یا خیانت، واقعیت آن است که هجری برای تداوم دیکتاتوری خود نیاز به چنین جایگاه و فردی به نام قاسملو دارد. در نامه یکی از پیشمرگان به سایت دیار نوشته شده بود: هر گاه در کنگره 14 صحبت و نقدی از قدرت پرستی و دیکتاتوری عده ای خاص می شد، مدام این را به سر ما می کوبیدند که آیا قاسملو شهید شد که ما الان  دنبال جنگ قدرت باشیم و...؟ خلاصه اینکه هر صدا و نقدی به بهانه خون قاسملو در نطفه خفه می شود.

کمی که به عقب تر بازگردیم، تمام این برنامه ها صحنه گردانی کسی نیست مگر منتفعین از این مقوله که سرکردگی آنها بر عهده هجری است:

هجـری و اطرافیانـش ؛ برای تسویه حزب از مخالفین و یکدست نمودن کامل آن،  شــعار تبلیغا تی خود را درمقابله و مبـارزه با جناح رقیب خویــــش یعنـی مـلا عبـداله حسن زاده و منشعبین  بر روی اصطلاح   پیــروان راه دکتــــر قاسـملو  متمرکزو رقیب نیز برای اینکه بازنمایند خود را میراث دار قاضی محمد نامید. بنظرمی رسـد که طـرح وعنـوان چنین شـعاری ازجــانب این جناح بیشتر جنبـه یک (( ترفنــد و تــزویر )) تبلیغاتی را دارد تا یک واقعیـت. منظـور آنســت که تابدینوسـیله و درفـراینـد آن  (( بهـانه و دسـتاویزی )) برای خود مطرح کـردن... و بویـژه فریب و اغفـــال پیروان سـاده لوح و نا آگـاه خود داشـته باشــند . مفهـوم دیگری که از شعار " پیروان راه دکتر قاسملو" استنباط می گردد اینست که : حضرات درموضـع و موقعیت جدید خود چیز تازه ای برای گفتن ندارند و لذا آشـکارا دروغ میگویند. زیــرا هجـری قبـلا بمدت 4 سـال اولی که دبیرکل این حزب بوده چــرا درآن موقع وی و یاران امروزشان چنين شـعاری را (( پیـروان راه دکتر قاسملو ))رامطرح و به میان نیاوردند ؟

مردم کردستان و نخبگان آنها نیز اعتقاد زیادی به این شعار و شخصیت واقعی قاسملو ندارند. مدعای حزب اعتصاب برخی بازارها در برخی شهرها در آستانه 22 تیر است. اگر نبود تهدیدهای برخی افراد وابسته به حزب که مغازه داران شهر مهاباد را تهدید به شکستن و آتش زدن مغازه ها می نمودند و اگر نبود اوضاع سیاسی پس از انتخابات که زمینه را برای سوء استفاده این جریان ها پدید می آورد، در واقع هیچ تعطیلی بازاری نیز به بهانه سالروز درگذشت قاسملو رخ نمی داد. چراکه اعتراض مردمی و حرکت نرم و دمکراتیک مردمی، متفاوت است با تعطیلی اجباری و ناشی از تهدید برخی از اقشار مردم (نظیر بخشی از بازار).

به هرحال قاسملو کیست؟ چرا این همه سانسور در زندگینامه یک رهبر؟ اگر قاسملو شخصیتی کاریزماتیک است باید تمام ابعاد زندگی و شناختی وی مورد بررسی قرار گیرد ؟ چرا یک گروه نباید نسبت به تمام  ابعاد زندگی رهبر خود شناخت داشته باشد؟ افراد حزب چه میزان از زندگی و خصوصیات فردی قاسملو آگاهی دارند. مخلص کلام آنکه بزرگنمایی قاسملو (هرچند که ایشان شخصیت برجسته ای  هم که باشند) در مقطع کنونی فقط به نفع هجری و باند تغییر ناپذیر کنگره 13 و14تمام می شود. در ادامه به بررسی ابعادی از زندگی قاسملو می پردازیم که تا به حال کمتر عنوان شده است:

عبدالرحمن قاسملو،فرزند وثوق به شماره شناسنامه 710، در مورخه  ۲۲ دسامبر سال ۱۹۳۰ م برابر با ۱ دیماه (۱۳۰۹ شمسی‌)‌ در یک خانواده‌ زمین دار ثروتمند در روستای دره قاسملوی شهر ارومیه متولد شد. تحصیلات ابتدایی‌ و متوسطه را ابتدا در ارومیه‌ (تا سال 1326 ه.ش) وسپس در تهران به پایان رسانید. هوش و استعداد او در همان دوران تحصیل زبانزد عام و خاص بود.

بنا بر دست نوشته های اطرافیان و دوستان نزدیک وی، او در ظاهر فردی آرام و دارای اخلاقی ملایم و در برخوردها شوخ و بذله گو بوده و کمتر اتفاق می افتاده که وی عصبانی شود. خودخواهی، پول پرستی علاقه به خوردنیها و نوشیدنیها از دیگر خصوصیات وی است. قاسملو بسیار کینه توز بوده به طوری که خوبیها را به زودی فراموش و بدی ها را در حق خود هیچ گاه فراموش نمی کرده است. م.ح، از مقامات رده بالای کنونی حزب و از نزدیکان آن زمان قاسملو، طی مکاتبه ای با سایت در مورد خصوصیات اخلاقی او اینگونه می نویسد:" او مردی عیاش و فاسد و آلوده به فرهنگ غرب بود که تلاش زیادی برای ترویج آن در حزب می نمود. هیچ گاه هیچ کس نگفت قاسملو در زمانی که فعالیتهابی حزب رو به رکود بود، ما را به ساواک فروخت. خود آقایان هم می دانند، اما اصولاً پس از انقلاب شخصیتی جز قاسملو برای اتحاد کردستان نداشتیم و نمی بایست وجهه ایشان را در آن مقطع حساس تخریب می کردیم.! اما بعدها خودمان هم باورمان شد که ایشان انسان فرهیخته ای هستند و بعضی ها نظیر رهبر کنونی حزب در سوگ ایشان اشک تمساح می ریختند. در حالیکه به خوبی می دانستند با اغلب زنان و دختران شوهر دار در دفتر سیاسی روابط نامشروع داشته و مشروبات الکلی زیادی مصرف می نموده و بیشتر اوقات دائم الخمر بوده! دور بر او پر بود از افراد عیاش و خوشگذران و نوکر صفت، تا با دادن امتیازاتی به آنها، فساد پشت پرده اش را ادامه دهد! خود کاک مصطفی هم این را می داند و به درستی ادعا می کند که آنها پیروان راه دکتر قاسملو هستند چراکه با نگاهی به وضعیت همسر تیمور، یا شاهو حسینی و یا آقایان بهرامی، به خوبی می فهمیم که آنها میراث دار واقعی قاسملو هستند. کاک مصطفی یادش رفته که اکثر خبرنگاران و پزشکان زن خارجی از معشوقه های عبدالرحمن بوده و با او رفت و آمد می کردند. "

البته هلنه یا نسرین (همسر قاسملو)، که اهل چکسلواکی و با خط و مشی مارکسیستی بود، اصالتاً صهیونیست بوده و نقش بسزایی در خط دهی سیاسی به قاسملو داشت. این زن به فارسی  و کردی هم مسلط بود، البته خود قاسملو نیز به زبان های فارسی، کردی، ترکی، عربی ، انگلیسی و فرانسه مسلط بوده و قلم خوبی هم در روزنامه نگاری داشت.

هیچ گاه هیچ کس در زندگی نامه قاسملو به دوران قبل از حزب و فعالیت های او در آن زمان نپرداخته است. اینکه وی از سال 1323 با طرفداران کسروی تحت پوشش حزب جوانان توده فعالیت می کرده و یا اینکه در 24 خرداد 1324 به عضویت سازمان حزب توده در می آید، مجدداً ریشه هایی از تفکرات چپ وی را زنده می سازد. در سال 1331 در کمیته شماره 1 حزب توده مشغول به فعالیت می شود.  در سال 1332 کمیته حزب توده در مهاباد را راه اندازی نموده و در سال 1335 (به دلیل انتشار اعلامیه به نام حزب دمکرات و کنار زدن فعالیت های توده ای) روز دوشنبه 13 اسفند 1335 در سر قرار ساواک دستگیر می شود. در واقع این دستگیری بهانه ای برای فشار به وی برای جلب همکاری بوده است. چراکه پس از صحبت های چند تن از مسئولین ساواک برای جلب همکاری وی، آن هم در حضور بختیار، پس از سه روز به صورت کاملاً سفید آزاد می شود، مشروط بر آنکه با ساواک در خصوص فعالیت های حزبی کردی، همکاری داشته باشد.  قاسملو که به نوعی نگران لو رفتن وجهه اش نزد احزاب کرد عراقی و جریانات کرد داخلی در آن زمان بود سعی می کند به بهانه تحصیل از کشور خارج شود. اما پس از انقلاب عراق، فضا را مهیا دیده و با بودجه سازمان امنیت عراق شروع به تشکیل جریانی موازی بر علیه کردهای آنجا می کند که در نهایت منجر به درگیری های او با اسحاقی می شود و در آنجاست که اسحاقی این جمله تاریخی را به قاسملو گفته و بخشی از واقعیات را آشکار می سازد :" تو تا به حال ما را دنباله روی حزب توده کرده بودی و با ساواک هم همکاری داشتی و کل سازمان ما را در ایران به دست پلیس دادی ! حالا هم در عراق با امنیتی ها زد و بند داری و... " . م. ح در این زمینه نوشته است" همان زمان هم یکی از روزنامه های ملی کردستان وابسته به خودمان مطلب می زند که قاسملو عضو سابق رهبری به دلیل ضعف و تسلیم شدن به پلیس و دادن قول همکاری و همچنین ربودن دو فقره پول از حزب، بنام خائن به نهضت خلق کردستان در کردستان ایران از صفوف حزب اخراج می شود و هیچیک از ماها حتی فکر آن را هم نمی کردیم که بعدها وی مجدداً دبیر کل حزب شود و این را در خواب هم  نمی دیدیم.. در سال 1343 هجری شمسی  در کنگره دوم حزب دمکرات، بنا برا پیشنهاد احمد توفیق (عبداله اسحاقی)، قاسملو به دلیل خیانت به حزب، همکاری با ساواک و لو دادن بسیاری از اعضای حزب، فساد مالی و ربودن دو فقره پول از گروه اخراج می شود!!!" به دنبال این قضایا حتی به دنبال توطئه ای که قاسملو با همکاری رژیم بعث تدوین می کنند، احمد توفیق را کشته و کنگره سوم حزب در سال 1352 را تشکیل می دهند!!! و ضمن تدوین اساسنامه ای جدید، قاسملو به جای اسحاقی دبیرکل می شود! در فضای پس از انقلاب بیشترین برد را قاسملو می کند و اصولاً انقلاب اسلامی 1357 بیشترین خدمت را به قاسملو کرد، چرا که یک آدم عیاش فاسد و عامل ساواک و عامل کشتن احمد توفیق و فروختن بسیاری از حزبی ها که تا قبل از انقلاب اصلاً نامی از وی نبود، به یک شبه در میتینگ مهاباد به رهبر جریان کردی مبدل می گردد! تعجب بیشتر من آن است که حتی در سال 1358 در کنگره چهارم حزب که در مهاباد تشکیل شد، علی رغم آنکه غنی بلوریان بیشترین آراء را آورده بود، مجدداً با حیله و نیرنگ، قاسملو رهبریت را در دست گرفت و جالب آن است که تمام حضرات حاضر در کنگره هم این را می دانند و حتی این زمینه ای شد برای جدایی بسیاری از افراد در حزب ولی برخی دیگر حافظه تاریخی خوبی ندارند. در پی این نیرنگ وی تمام مصوبه های کنگره چهارم را تغییر داد که چنین قانون شکنی در تاریخ هیچ یک از احزاب سابقه نداشته و لکه ننگی در تاریخ حزب دمکرات است. این بنای بدعت و توطئه و نگاه بدبینی به جریانات کرد و جنگ های داخلی کردستان در آن زمان را گذاشت. قاسملو نیز آن زمان مانند کاک مصطفی در این زمان، فرصت را غنیمت شمرده و برای اینکه حزب را یکدست نماید، با دادن بیانیه ای، افرادی که انشعاب کرده بودند را به عنوان خیانت به جنبش کردستان، اخراج می کند."

 قاسملو پس از آن سیاست نزدیکی به سازمان مجاهدین خلق را پیگیری می کند. نزدیکی به سازمانیکه در کشتار کردها با صدام نهایت بی رحمی خود را در قضیه انفال ثابت کرد و با پیوستن به شورای ملی مقاومت، لکه ننگی در کارنامه حزب ثبت می کند که حتی رهبران کنونی جرأت پرداختن به این قسمت از تاریخ زندگی قاسملو را ندارند. در فاصله کنگره  5 و 6 با اخراج کلیه مخالفین، حزب را کاملاً یکدست نمود. دیکتاتوری قاسملو آنقدر زیرکانه و گسترده بود که حتی خود آقایان و حضرات کنونی هم شاهد آن هستند که در کنگره 6 نیز علی رغم آنکه حسن رستگار بیشترین آراء را آورد، مجدداً قاسملو رئیس شد. و مشی سوسیال دمکراسی را علی رغم مخالفت خیلی ها برگزید و تغییر جهت داد! به قول م.ح " من نمی دانم چرا هر دفعه ما انتخابات می کردیم به کس دیگری رأی می دادیم اما قاسملو دبیر کل می شد، اصلاً در کنگره های حزب حتی یکبار این آقا رأی نیاورد اما نمی دانم چه قدرتی داشت که هردفعه دبیر کل می شد. هر دفعه هم مخالفینی داشته که انشعاب می کردند اما باز ما درس نمی گرفتیم. حتی ملا حسن در کنگره 8 که جدا شد، مجدداً ما درس نگرفتیم. اصلاً بنای این انشعابات، نفاق ها ، دودستگی ها و خودراییها را قاسملو در حزب کاشت. راحت به شما بگویم، بواسطه حضور این آقا در جریان حزب دمکرات، هیچ گاه پس از انقلاب حزب، حزب دمکرات واقعی نشد. این گروه در هر برهه ای از تاریخ بعد از انقلاب به واسطه رفتارهای خودکامه قاسملو بخش اعظمی از نیروهای فکری اش را از دست می داد. حالا هم کاک مصطفی تمام خصوصیاتش را از او به ارث برده البته پرواضح است که سواد او را ندارد و صدالبته هم که به اندازه او عیاش نیست. خلاصه قاسملو خیلی هم خونسرد و تک رو بود.  مشکلات بزرگ را آسان جلوه می داد و با خونسردی کار خود را پیش می برد.شاید یکی از دلایل حادثه وین خونسردی بیش از حد وی و توجه نکردن به صحبت های اطرافیانش، از جمله خود بنده بود بی پرده بگویم که نسل جدید حزب بدانند یکی از اصلی ترین دلایل ناکامی حزب پس از انقلاب، قاسملو بوده است. حزبی که می رفت به عنوان قوی ترین اپوزیسیون پس از انقلاب در ایران جا باز کرده و الان نماینده کردها در جریان داخلی قدرت در ایران باشد را آقایان قاسملو به این فلاکت و کمپ نشینی در خاک عراق کشاندند که هراز گاهی منتظر آن می مانند که 22 تیر برسد و 4 تا اعلامیه صادر بکنند. حزبی که می بایست الان کاندید کرد برای دستیابی به قدرت در ایران معرفی کند با بی تدبیری های این آقا به دست یکسری عیاش و قدرت طلب افتاد که جز منافع خود به هیچ چیز فکر نمی کنند! بنای انشعاب را نیز قاسملو به خوبی کاشت به طوری که اصلاً مد شده هر چند سال یکبار بخشی از نیروهای علمی و فکری حزب جدا شوند. .. عجیب است از این آقایان خصوصاً کاک حسن شرفی که در مراسم تدفین قاسملو در فرانسه در نزد برنارد کوشنر و توماس هامربرگ آن سخنرانی را کرد که خود ما خنده مان گرفته بود...!! اما خوب این آقایان آن روز و امروز به برجسته سازی شخصیت قاسملو برای تداوم استیلای همه جانبه خود احتیاج داشتند. به شما قول می دهم اگر حزب دمکرات منحل شود در خارج کشور حتی نظافت چی رستوران ها را هم به بعضی آقایان نظیر شاهو حسینی محول نمی کنند. اینها نان برجسته سازی قاسملو را می خورند!"

 

و اما اگر باصطلاح پیروان راه قاسملو بخواهند سخنی از خدمت وی به کردها به میان  آورند، آنجاست که قلم و اسناد و تاریخ عاجز و دریغ از یک جمله نوشتار می ماند که ما برخی از آن را بازگو می کنیم تا نشان دهیم این مرد به چه اندازه نه به فکر منافع شخصی خود و رابطه اش با رژیم بعث و سازمان مجاهدین، بلکه مدافع راستین حقوق کردها بوده است. قاسملو در يكي از مصاحبه‌هايش با روزنامه آبزرواتور فرانسه (2/3/81 ) مي‌گويد: «عراق همچون ساير كشورها كمكش را به ما پيشنهاد كرد. اما ما فقط پيشنهادهاي محدود را با احتياط كامل مي‌پذيريم, از آن جهت كه به هيچ‌كس وابستگي نداشته باشيم.» در سال‌هاي بعد قاسملو برای نشان دادن وطن دوستی اش این طور ابراز می دارد: «صدام به ما وابسته است ما باعث شده‌ايم تا بيست هزار يا شايد هم دويست‌هزار سرباز ايراني در جبهه كمتر عليه صدام وارد جنگ بشوند! چون آن سربازها در كردستان مستقر شده‌اند. عملاً توان نظامي جمهوري‌اسلامي پايين آمده و امروزه ما از تضاد ميان دولت‌ها به نفع خودمان استفاده مي‌كنيم.» البته به اين رابطه و نزديكي صدام و گروه قاسملو انتقاد مي‌شود. در حالي كه در همان زمانِ جنگ هم دولت عراق به كشتار كردهاي عراق و بمباران كردستان ايران ادامه مي‌دهد. خيلي همراهي نمي‌كند و اشاره نمي‌كند كه چه تعداد از كردهاي عراق و ايران در اين كشتارها از بين مي‌روند. وقتي ماجراي حلبچه اتفاق مي‌افتد آقاي قاسملو در مصاحبه با كل‌العرب (درتاريخ 17/3/1988 حمله شيميايي به حلبچه رخ داده)، تعداد زيادي از مردم آنجا تلف شده‌اند. بعد از تقريباً هفت ماه از بحران، هنوز قاسملو حاضر نيست بپذيرد كه عليه كردها در عراق از بمب شيميايي استفاده شده است. سؤال مي‌شود راديو بي.بي.سي از قول شما گفت كه عراق از سلاح‌هاي شيميايي استفاده كرده است. قاسملو مي‌گويد: «بنده اين خبر را تكذيب نموده‌ام. هنگامي كه از من درباره كاربرد سلاح‌هاي شيميايي سؤال شد، پاسخ دادم كاربرد سلاح‌هاي شيميايي را به‌طور كامل مطالعه مي‌نمايم و بعد از مطالعه گزارش‌هاي هيئت اعزامي سازمان ملل متحد به شمال عراق، هيچ‌گونه نشانه‌اي دال بر استفاده از سلاح‌هاي شيميايي مشاهده نكردم و نظر به اين‌كه ما فاصله بسيار نزديكي با منطقه درگيري‌ها داريم، اثري از اين سلاح‌ها مشاهده ننموده‌ايم!!!.» اين در حالي است كه هفت‌ماه از آن فاجعه وحشتناك انساني كه 5000 نفر كرد در آن كشته شدند می ‌گذرد و ادامه مي‌دهد: «من نمي‌توانم دربارة چيزی كه نديده‌ام اظهارنظر كنم، ولي به رأي‌العين ديدم كه رژيم ايران دو بار از سلاح‌هاي شيميايي عليه كردها استفاده كرد. بار اول در 1982 و بار دوم در 1987 روزي كه حزب ما تأسيس شد، آنها با تمام قوا مقر اصلي ما را مورد هجوم قرار دادند و از سلاح‌هاي شيميايي عليه ما استفاده كردند. شايد گزارش بي.بي.سي اشتباه باشد. سؤالي كه مطرح مي‌شود اين است كه چرا فقط بي.بي.سي گزارش را منتشر كرده؟» به نظر بنده اين روش، روش مذبوحانه‌ای است. ما با عراق روابط دوستانه‌اي داريم. آنها مي‌خواهند روابط ما را خدشه‌دار كنند. من نمي‌خواهم كسي را متهم كنم، ولي برخي از گروه‌هاي كرد عراقي مفهوم و اهميت جنگ بين ايران و عراق را درك نمي‌كنند، ما به آنها بيشتر نزديك بوديم و مي‌دانستيم اگر عراق در جنگ پيروز شود، به نفع كردها تمام خواهد شد و چنانچه ايران بر عراق پيروز شود، سلاح خود را به طرف كردها نشانه‌گيري خواهد كرد.» و اشاره هم مي‌كند: «امروز وضع اقتصادي كردها بدتر از زمان شاه است و آن موقع وضع بهتري داشتند- راست هم می گوید چون ایشان زمان شاه با ساواک همکاری داشته و به واسطه این خوش خدمتی ها بورس تحصیل در چک را دریافت نمود بنابراین اوضاع وی زمان شاه بهتر بود. حتی آن قدر قدرت داشت که احمد توفیق را از صحنه به در کرد- ولي در شرايط كنوني رژيم فعلي در مسائل شخصي افراد دخالت مي‌كند. به‌طور مثال اگر بخواهي گوشت بخري و نياز روزمره خود را برآورده سازي، بايد قبلاً از ملايان اجازه بگيری، چيزي كه در دنيا سابقه ندارد.». اين حرف‌هاي قاسملو براي فرار از بحث جنگ شيميايي عراق است. در جايي ديگر هم قاسملو با «الدستور» مصاحبه مي‌كند و مي‌گويد: «وضع كردهاي عراقي خيلي بهتر از كردهاي ايراني است. در حالي كه مقامات ايراني اجازه نمي‌دهند كردهاي محلي كشور به زبان خود تكلم كنند، كردهاي عراقي از زبان و فرهنگ خود بهره گرفته و از مطبوعات و رسانه‌هاي تبليغاتي، مدارس و وسايل ابراز هويت قومي برخوردار مي‌شوند.- آقای قاسملو نمی گوید واقعه انفال را صدام و مجاهدین خلق برعلیه کردها پیاده کردند، ایشان نمی گوید سردشت و حلبچه تحت وحشیانه ترین حمله در تاریخ بشریت قرار گرفت، ایشان خوشحالند از اینکه کردها در عراق حداقل می توانند کردی صحبت کنند و نشریه کردی دارند. نمی دانستند که در همان زمان در ایران، استاندار کرد داشتیم!-اينها درست بعد از كشتار در حلبچه و نابودي هزاران روستاي كرد در عراق است. - در همان مصاحبه (3/10/88 ) مي‌گويد: «اولين قانون در دنيا كه موجوديت ملت كرد را با اين صراحت به رسميت مي‌شناسد، قانون عراق است. تفاوت‌هاي زيادي بين عراق و ايران وجود دارد. بر چه اساس مي‌توانيم با رژيم ايران گفت‌وگو نماييم؛ رژيمي كه موجوديت ملت كرد را به رسميت نمي‌شناسد. تا آنجايي كه من اطلاع دارم، رهبران عراق، مشكلات كردها را به خوبي درك مي‌كنند و اين يك امر اساسي براي توافق بين طرفين است. عراق تنها كشوري است كه زمينه مذاكره و تفاهم با كردها را فراهم ساخته است- مصداق آن حلبچه و انفال!!!-.».....

البته تمام این وضعیت و نوشته ها برای رهبران فعلی حزب امری روشن و مبرهن است. چراکه اغلب (کاک مصطفی، کاک حسن شرفی، حمه نظیف و...،) خود شاهد این فجایع بودند. این مطالب برای روشنگری نسل حزب است. اما اینکه چرا آنها با اشراف به این فجایع بازهم تأکید بر تابو سازی از قاسملو دارند نیز واضح است:  لانـدیورهای دوکابین کروز پارک شـده درگاراژ کـادر رهبـری وبعضـا حتی برای فرزندانشـان و...... د یگر وســایل وامکانات رفاهی مد روز ازقبیل :  یخچـالهای بزرگ ؛  ماشـینهای رختشـویی ؛  کولرهای باتهویه هوای خنک کـننده خشـک و غیره و غیره و بویـژه ؛  که این امکـانات درجوارو همسـایگی (( فقـرو تنگدستی روزانه وفــراگـیر ))سـایرساکنین کمپ آوارگان و خانواده هـایشـان که خوددراینـراه آواره ــ وسـرگردان شـده اند قرار دارد چیزی نیست مگر این سرکوب به بهانه خون قاسملو! ومهمترازآن :  این امکانات رفاهی و مد روز (( درجوارو همسایگی )) فقـرو تنگد ستی پیشــمرگانی که بعنوان نگهبان ومحافظ حضـرات وخانواده هایشـان اند ... لکن ؛  مجبورند که : هفته ای سـه روز براي امرارمعاش روزانه خودشان به کارگری درشهر بپردازند و... حتی  بعضا با تفنگهای واگذاری به نگهبانی شـبانه شـرکتهای خصوصی درشهر می پردازند ــ تا امرارمعاش روزانه خودراتامین کـنند.... آری ؛  اینهمــه تضـادو تباین ... اینهمـه فرق و جـدایی ــ روشن و آشـکار :   همـواره و بخـود ی خـود این سـوال را دراذهان و افکار سـاکنین کمپ مزبور ``` مطرح کـرده  وخواهــد کـرد که :  حضـرات رهبری (( از کجــا آورده ایـد )) ؟؟ !! . 

 

آخرین مطالب ارسال شده
:: آواره جلالی، دستاورد جدید تیشک تی وی
:: برخورد منافقانه عضو دفتر سیاسی اتحادیه میهنی کردستان عراق
:: فساد درونی حزب دمکرات شماره 5 (کمال خضری)
:: بلاتکلیفی، استراتژی اصلی حزب دمکرات کردستان!
:: تلاشی نافرجام برای پیوندی نامیمون!
:: خطر اعدام علی ­اصغر سرمدی توسط سردمداران کومه له
:: نامه‌یه‌كى كراوه‌ بۆ كاك عومه‌ر ئیلخانى زاده‌ و هاوڕێیه‌كانى
:: احسان فتاحیان تروریست یا فعال سیاسی ؟
:: حذف اظهارات آقای ناصر ایرانپور
:: فساد اخلاقی درونی حزب دمکرات شماره 4
:: لێره‌ خودا بوونی نی‌ یه‌! چرا و به چه دلیل
:: ناگفته هایی از فاجعه زندان دولتتو (شکنجه گاه حزب دمکرات کردستان)
:: سانسور خبری در حزب
:: 22 تیر یا یادبود قاسملو؟
:: خبر تکمیلی در خصوص درگیر شدن نیروهای کومله و دمکرات با سپاه
:: فوری - کشته شدن چند تن از اعضای حزب دمکرات کردستان ایران
:: فوری فوری درگیری تیم حزب دمکرات کردستان با نیروهای سپاه
:: شکستی دیگر در پرونده حزب دمکرات کردستان در آستانه 22 تیر
:: تغییر زمان پخش دیار و نادیار 2
:: حزب دمکرات کردستان، فساد درونی و رفتار تبعیض آمیز 2
:: زمان پخش سری دوم مجموعه تلویزیونی دیار و نادیار
:: پخش فیلم مستند دیار و نادیار 2
:: دیار و نادیار 2 بزودی از شبکه های سراسری
:: انتخابات و نقش حزب دمکرات کردستان ایران
:: حزب دمکرات و فساد درونی (شماره 3) :
:: اقدامات حزب دمکرات در تحقق حقوق اعضا و هوادارن خود
:: موضع حزب دمکرات کردستان در قبال انتخابات آتی ریاست جمهوری در ایران
:: راه اندازی طیف سوم در شمال عراق و نگرانی های حزب دمکرات کردستان
:: بمباران مواضع گروهک تروریست پژاک
:: عملیات تروریستی گروهک پژاک و شهادت 4 تن از هموطنانمان
Code And Design By : diarunadiar.com